برابر هزار سال روزهاى دنيا است .
كشف : يعنى : جبرئيل وحى را از آسمان به زمين ميآورد و بر ميگردد به سوى حقّ در يك روز كه مسافت طى شده ى در يك روز به اندازه ى هزار سال است كه شما آدمها بخواهيد طى كنيد .
نفخة الرّحمان نهاوندى : بعضى گفتهاند : يعنى فرمان خود را بر بندگان از آسمان به زمين ميفرستد سپس آن نكوكاريهاى مردم بسوى او به آسمان برمىگردد كه مطابق اوامر نازله عمل شده است ، و بجاى اينكه گفته شود اعمال نيكو بالا ميرود گفته شده است اوامر بالا ميرود ، چون امر سبب نكوكارى و عمل اثر امر است يعنى اثر او بالا ميرود و بالا رفتن اثر و نتيجه ى امر است كه فرمانبرى باشد .
تفسير صفي عليشاه :
مىكند تدبير هر امرى يقين
او ز اسباب سماوى در زمين
پس كند آن امر كامد در وجود
سوى او از ارض در معنى صعود
« أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَه » 7 مجمع : « خلقه » با سكون لام و فتح و صداى بالاى آن هر دو خوانده شده است . و اين جمله سه معنى شده است :
1 - محكم و استوار آفريد . 2 - پيش از آفرينش ميدانست چگونه بسازد بىآنكه كسى به او بياموزد . 3 - هر چيزى را بحكمت و خوبى آفريد ، و اين معنى ميفهماند كه خدا كفر و زشتيها را نيافريده است .
« بَدَأَ خَلْقَ الإِنْسانِ مِنْ طِينٍ » 7 كشف نوشته : چه زيان دارد اينجوهر حرمت را كه نهاد وى از گل بوده چون كمال وى در دل نهاده . قيمت او هم كه هست از روى تربيت است نه از روى تربت . شرف او كه هست از لطف قدم الهى است نه از رفت قدم بندگى . آن سر كه او را جلّ جلاله با آدميان بود نه با عرش بود نه با كرسى نه با فلك نه با ملك ، زيرا كه همه بندگان مجرّد بودند و آدميان هم بندگان بودند و هم دوستان ، « نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا » .
مجمع : « بدأ خلق » با الف بدون همزه قرائت زهرى است . و جمله ى