زمين گم و ناپديد شديم مىشود كه آفريده اى تازه باشيم و نو ؟ [ نه چنين است كه پنداشتهاند و نه جاى انكار ] بلكه آنها هستند كه منكر ديدار پروردگارند .
11 تو اى پيغمبر به آنها بگو : ملك الموت كه گماشته بر شما است سر وقتتان ميرسد سپس بسوى پروردگارتان بازگشتتان ميدهند
12 و اگر آنگاه مجرمين را بينى كه به پيشگاه پروردگار خود سر بزيرند [ بشنوى كه گويند ] اى پروردگار ما ديديم و شنيديم [ آنچه منكر بوديم ] پس ما را باز گردان تا نكوكارى كنيم كه ما موقن هستيم [ و گفتار پيغمبران را باور داريم ]
13 البتّه اگر ميخواستيم و اراده و سرنوشت چنان بود به همه كس راه راست ميداديم ولى اين وعده ى ما درست است كه بايد دوزخ را از پرى و آدمى همگى پر كنيم
14 [ و بگوئيم ] پس بچشيد اينرا در برابر آنكه برخورد با چنين روز را از خاطر خود برديد . و ما هم شما را رها و فراموش كرديم [ و رحمت ما بشما نرسيد ] و بچشيد گرفتارى دائمى را بسزاى آنچه ميكرديد
15 البتّه آن كسان مؤمن بآيات ما هستند كه چون آن را بيادشان آرند به سجده ميفتند و بستايش خداى خود تسبيح گويند و گردنفرازى نكنند
16 و پهلوهايشان از بستر بر كنار مىشود تا از بيم و اميد ، خداى خود را بخوانند و از آنچه روزيشان كرديم به ديگران مىبخشند
17 و ندانند كه بپاداش آنچه كردهاند چه مايه ى روشنى چشم برايشان نهان شده است
18 مگر ممكن است به آن روز مؤمن و فاسق برابر باشند ؟
19 البتّه نه چنين است پس آنها كه مؤمن بودند و نكوكارى كردند بر ايشان جايگاه بهشتى است جهت پذيرائى بعوض آنچه به دنيا مىكردند
20 و آنها كه بدكار بودند بآتشى جاى دارند كه چون بخواهند بيرون روند بازشان ميگردانند و بگويندشان آن عذاب و آزارى كه دروغ ميشمرديد اكنون بچشيد
21 و البتّه بيش از فرا رسيدن عذاب بزرگ عالم ديگر از گرفتاريهاى كوچك اين جهان [ چون گرسنگى و بيمارى ] به آنها مىچشانيم تا شايد از راه كج خود باز گردند [ زيرا به خود ستم ميكنند ]
22 و چه كسى ستمكار تر است از آنكه آيات پروردگارش را بيادش مىآورند و او رو گردان مىشود ؟ پس البتّه ما از مردم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 138
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٣٨