تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
كه بد كنيد و گمان كنيد كه با شما به خوبى رفتار خواهد شد . و سعيد جبير گفت : يعنى نافرمانى كند و بانتظار آمرزش باشد . حسينى : يعنى شيطان شما را بآرزوهاى دور و دراز از راه نبرد و به معصيت دلير نكند كه بگويد : امروز گنه كنيد و فردا توبه ، و شما مغرور نشويد كه عذر فردا را عمر فردا ميبايد و كسى پذيرفتار آن نيست . بيت :
كار امروز بفردا مگذارى زينهار روز چون يافته اى كار كن و عذر ميار
« إِنَّ اللَّه عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ » 34 كشف نوشته : خبر درست است كه اعرابى پيش مصطفى صلى اللَّه عليه و آله آمد ، گفت : يا رسول اللَّه متى السّاعة ؟ اعرابى آن ساعت از محبّت حقّ جلّ جلاله ميسوخت و درياى عشق در باطن وى بموج آمده ميدانست كه علم هنگام رستاخيز بنزديك مصطفى نيست كه اين آيت آمده بود كه « إِنَّ اللَّه عِنْدَه عِلْمُ السَّاعَةِ » امّا ميخواست كه از سر درد و سوز عشق خويش در آرزوى ديدار حقّ نفسى برآرد . گفت : يا رسول اللَّه شربتى كه چندين سال است تا بر دست نياز خويش نهاده‌ايم و وعده ى نوشيدن آن بقيامت ميدهند كى باشد آنهنگام كه ما اين شربت را نوش كنيم و در مشاهدهء جمال با كمال بىنهايت بىبدايت بياسائيم ؟ مصطفى صلى اللَّه عليه و آله دانست كه درد وى از كجا است و شفاى وى چى است گفت : چه ساخته اى آن منزل را كه ميپرسى و به چه طمع ميدارى ؟ اعرابى گفت : نماز و روزه ى بسيار نساخته‌ام لكن خدا و رسول را دوست دارم حضرت مصطفى فرمود كه فردا هر كسى با او آن بود كه امروز او را دوست ميدارد . پير طريقت گفت دليل يافت دوستى دو گيتى به دريا انداختن است نشان تحقيق دوستى با غير حقّ نپرداختن است . اوّل دوستى داغ است و آخر چراغ . اوّل دوستى اضطرار است و ميانه انتظار و آخر ديدار .
چه باشد گر خورى صد سال تيمار چو بينى دوست را يك روز ديدار
با دل گفتم كه هيچ انديشه مدار بگشايد كار ما گشاينده ى كار
حارث بن عمرو محاربى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله پرسيد : رستاخيز كى خواهد بود ؟