تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
حسينى : بپاورقى نوشته است : در مثنوى معنوى در قصّه ى عذر گفتن فقير با شيخ خانقاه به دو آيت مذكور اشاره مينمايد و چنين ميگويد :
بينهايت چون ندارد دو طرف كى بود آن را ميانه منصرف
اوّل و آخر نشان كس نداد گفت : لو كان له البحر مداد
هفت دريا گر شود كلَّى مديد نيست مر پايان شدن را هيچ اميد
باغ و بيشه گر شود يكسر قلم زين سخن هرگز نگردد هيچ كم
اينهمه حبر و قلم فانى شود وين حديث بيحد و باقى شود
« مِنْ بَعْدِه سَبْعَةُ أَبْحُرٍ » 27 فخر : چون عرب هفت را شماره ى تمام ميداند و چيزى را كه ميشمارد چون بهشت برسد و او زياد مىكند و ميگويد : « ستّة سبعة ، و ثمانية » و فرّاء گفته است اين « واو » ثمانيه است كه براى آغاز عدد است بعد از هفت از اين روى كلمه ى « سَبْعَةُ أَبْحُرٍ » گفته شده است . « يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ » 29 كشف : يعنى بتابستان از ساعتهاى شب بساعتهاى روز مىافزايد و بزمستان از ساعات روز بشب مىافزايد . « أَنَّ اللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ » 29 كشف : اين جمله تهديد است كه پس از رسيدن اجل جنبش ماه و خورشيد كه از جنبش باز ايستاد و تيره شد و از هم پاشيد خدا از كار شما خبر دار است و سزايتان را ميدهد . « فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ » 32 كشف : ابن عبّاس گفت : يعنى عادل است و بعهد خود كه در كشتى استوار كرده است و ايمان آورده است پا بر جاى ميماند و مقصود عكرمه پسر ابو جهل است كه در فتح مكّه به طرف دريا فرار كرد و بادى سخت وزيد و او ترسيد و با خود عهد كرد كه اگر از اين گرفتارى آسوده شدم بسوى محمّد ميروم و دست خود در دست او مينهم چون باد آرام شد و او آسوده شد و بمكّه برگشت و مسلمان شد و در مسلمانى درست و خوب شد ، مجاهد گفته است : يعنى ميانه رو است كه به زبان اظهار دين مىكند و در دل بىدين است . « لا يَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّه الْغَرُورُ » 33 كشف : يعنى شيطان شما را خوشبين نكند