و گر از خانه و از اهل جدا ماندم
جفت گشتستم با حكمت لقمانى
در لاروس فرانسه شخصى را بنام ازپ و بعنوان مرد داستانى يونانى نام ميبرد كه بسيار همانند يا خود آن داستانها كه ما از مفسّرين نقل كرديم نقل كرده و ديگران نوشتهاند و در پانصد قبل از ميلاد مسيح دانستهاند . منظور از نقل اين مطالب اين است كه شايد آوردن اين نام در آيه و ياد پندهاى او از اين روى بوده است كه مردم آنجا بخصوص يهود و مسيحيهاى كتابخوانده چنين كسى را ميشناختهاند و به آنها فهمانده شده است كه چنان شخصى كه چنين شهرت تاريخى دارد سرمايه ى اصلى او يكتا شناسى بوده است كه ابتداى همه ى پندهاى او سفارش بتوحيد بوده است و بدنبال بيان اين حقيقت وظايف اوّلى اخلاقى بشر از زبان چنين شخصيّتى براى مردم يادآورى شده است چنان كه به پيروى از قرآن در كتب اخلاقى از زبان لقمان دستورهاى زندگى نقل شده است سعدى ميگويد : لقمان را گفتند : حكمت از كه آموختى ؟ گفت : از نابينايان كه تا جائى را نبينند قدم ننهند .
5 - دو آيت 14 و 15 « وَوَصَّيْنَا الإِنْسانَ بِوالِدَيْه - تا - بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ » كه در ميان سخنان لقمان آورده شده است ربط آن را با آيات جلو از امام فخر نقل كرديم و در مجمع البيان نيز نظير آن گفته است چنان كه ما هم بعنوان پند ديگر آنها را بيكدگر مربوط كرديم ولى براى ارتباط آيات بيكدگر كه مجمع بعنوان النظم بسيار به اين كار كوشش كرده است و امام فخر هم آيات و مطالب را تا توانسته است خواسته است بهم مربوط كند و ما هم تا اينجا آنچه ترجمه كردهايم كوشيدهايم كه مطالب و آيات از يكدگر جدا نشود تا ترجمه براى عموم مردم بهتر قابل استفاده باشد اگر اين منظور نباشد ادّعاى ارتباط و بهم پيوستگى آيات و مطالب قرآن را نميتوان پذيرفت زيرا كه يقين است آيات بتدريج نازل شده است و هم به غير اين ترتيب كه اكنون نوشته شده است فقط يك چيز را در مقدّمه ى كتاب نقل كردهايم كه گفتهاند : اين ترتيب آيات بدستور پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله بوده است و اگر اين نقل درست