معيّن در اين جمله براى فعل « يعلمون » نيست بلكه مقصود نادانى بطور كلَّى است . و ممكن است جمله ى اوّل مفعول باشد يعنى بيشترشان نميدانند كه ستايش براى خدا است .
« لِلَّه ما فِي السَّماواتِ » 26 كشف : ممكن است « ما » مفعول « يعلمون » در جمله ى جلو باشد يعنى نميدانند كه آنچه در آسمان و زمين است مال خدا است .
« الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ » 25 فخر : چون آسمان و زمين بقدرت او است پس بينياز از هر جهت است ، و معنى حميد محمود است يعنى ستوده .
« وَلَوْ أَنَّ ما فِي الأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ » 27 كشف : قتاده گفت : مشركين گفتند ممكن است اين قرآن محمّد تمام شود و دنباله اش بريده شود . اين آيه به جواب آنها آمد كه كلمات حقّ پايان ناپذير است .
فخر : چون بآيت جلو گفته شده است آسمان و زمين مال خدا است جاى اين گمان بود كه ملك خدا از آنها بيشتر نيست از اينروى اين آيه براى جلوگيرى از اين گمان نازل شد كه ملك او بىپايان است ، و « كلمات » بمعنى عجايب صنع خدائى است كه به كلمه ى « كن » پيدا مىشود و چون كلمه ى « كن » سبب پيدايش آفريده ها است پس بجاى آفريده ها سبب آن كه كلمه ى « كن » به كار برده شده است ، پس معنى « ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّه » ( 27 ) اين است : آنچه بوسيلهء كلمات « كن » از سوى خداوند پيدا مىشود تمام نخواهد شد . و گفتهاند : يهود ميگفتند همه چيز در تورات هست و چيزى ناگفته نمانده است اين آيه براى جواب به آن ادّعا نازل شد و نيز گفتهاند : كسى بپيغمبر صلى اللَّه عليه و آله عرض كرد : يك جا گفته اى « ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » يعنى كمى بشما آموختهايم . و در جاى ديگر گفته اى « مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً » يعنى به آنكه حكمت آموختيم بهرهء فراوان به او رسيده است و اين دو سخن تو ناسازگار با هم است . اين آيه به جواب آن خرده گيرى نازل شد كه خير كثير و بهره ى فراوان از نظر مردم است ولى از سوى علم حقّ اندك است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 128
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٢٨