تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
« وَفِصالُه فِي عامَيْنِ » 14 كشف : « و فصله » بىالف نيز قرائتى است . « وَإِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ » 15 كشف : اين آيه و آن آيه كه بسورهء عنكبوت - نظير اين است براى مردمى نازل شد كه مسلمان شدند و پدر و مادرشان آنها را از اسلام باز ميداشتند . و نقل شده است كه از پيغمبر پرسيدند : چه كسى شايسته تر است براى حقّگزارى و خوشرفتارى ؟ تا سه مرتبه فرمود : مادر ، در مرتبه ى چهارم كه پرسيدند پس از آن كى شايسته تر است ؟ فرمود : پدر . پس از آن خويشاوندان هر چه نزديكتر شايسته تر . « ما لَيْسَ لَكَ بِه عِلْمٌ » 15 فخر در آيت 8 عنكبوت : يعنى آنچه را كه از درست و نادرست آن خبر ندارى مپذير كه تقليد در دين درست نيست تا چه رسد بتقليد در بيدينى و كفر كه پدر مادر تو را به آن بخوانند . « أَقِمِ الصَّلاةَ وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْه عَنِ الْمُنْكَرِ وَاصْبِرْ » 17 فخر : پس از آنكه لقمان فرزند خود را بتوحيد رهنمائى كرد و فكر او را اصلاح كرد به احكام دين وادارش كرد و دستور نماز به او داد و اين نشانه است كه نماز در ديگر دينها بوده است و پس از آنكه كمالات نفسانى او را فهماند وادارش كرد برهبرى ديگران كه امر بمعروف و نهى از منكر باشد ، و چون اين كار بر خلاف ميل مردم است آن را كه امر و نهى كند ممكن است آزار كنند از اين روى او را امر بصبر كرد كه ناگزير از آن است . « وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ » 18 كشف : « تصعّر » با تشديد عين و « تصاعر » با الف خوانده شده است و در معنى تفاوت نيست ، و عكرمه گفته است : اين وصف آن كس است كه چون به او سلام كنند از كبر و گردنفرازى گردن خود كج بگيرد . و صعر بمعنى پيچيدگى و كجى كردن است براى مرض يا كبر يا در اصل خلقت . « وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ » 19 كشف : قصد و اقتصاد بمعنى ميانه روى در كار است و گفته‌اند : شيطان دو راه بآدمى دارد كه از هر كدام برسد او را بس است يكى افراط و زياده روى در هر كار ، و ديگرى تفريط و هدر كردن و چيزى را به