چون كه لقمان را درآمد قى ز ناف
مىبرآمد از درونش آب صاف
حكمت لقمان چو اين تاند نمود
تا چه باشد حكمت ربّ ودود
يوم تبلى و السّرائر كلَّها
بان منكم كامن لا يشتهى
چون سقوا ماء حميما قطَّعت
جملة الأسرار ممّا افضحت
هر چه پنهان باشدش پيدا شود
هر كه او خائن بود رسوا شود
تفسير صافى : امام صادق عليه السّلام فرمود : لقمان پيغمبر نبود ولى مردى بود پر فكر و خوش يقين .
« أَنِ اشْكُرْ لِلَّه » 12 كشف : زجّاج گفته است : يعنى بلقمان حكمت داديم تا شكر خدا كند . بعضى گفتهاند : اين جمله بدل از حكمت است يعنى بجاى حكمتى كه به او داديم شكر خدا بود و گفتهاند : اين جمله تفسير حكمت است به اين جور : حكمت داديم يعنى فرمان بشكر خدا كرديم .
« يا بني » 13 كشف : ياى آخر اين كلمه در هر سه مورد اختلاف قرائت دارد بفتح و كسر و سكون .
تفسير حسينى : اين كلمه تصغير شده است براى اظهار مرحمت و مهربانى .
« لا تُشْرِكْ بِاللَّه إِنَّ الشِّرْكَ » 13 كشف : بعضى در « لا تشرك » وقف كردهاند و « باللَّه » را آغاز جمله دانستهاند و معنى چنين مىشود : مشرك مشو .
سوگند به خدا كه شرك ستم بزرگى است .
« حَمَلَتْه أُمُّه - تا آخر » 14 فخر : در آيه سفارش براى پدر و مادر شده است و موجبات استحقاق مادر نقل شده و از پدر چيزى گفته نشده است چون پدر هم در رنج و كار فرزند شريك است كه نطفه ى او را در پشت داشته و براى پرورش او از كسب و كار خود به كار برده است پس اين جمله ها براى استحقاق پدر رساتر و بليغتر است و تناسب اين آيه با آيت جلو اين است كه چون در آن از شرك و عبادت غير حقّ جلوگيرى شد بدين آيه فهمانده شد كه پس از خداوند كسى هست كه بايد او را به ظاهر عبادت يعنى خدمت كرد و آن پدر و مادر است