آنها حرام است . و براى چنين كارى اين آيه نازل شده است « وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ » .
« لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه » 6 كشف : سبيل اللَّه بگفته ى سعيد جبير قرآن است ، يعنى مردم را بساز و آواز از گوش دادن قرآن بگرداند . و با فتح ياء به صيغه ى مجرّد خواندهاند يعنى تا اينكه خود به اين كارش از راه حقّ بگمراهى رود « بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّخِذَها هُزُواً » 6 فخر : يعنى بدون علم ميخرد و راه خدا را بمسخره ميگيرد .
كشف نوشته است : تا گمراه ميگرداند بنادانى . و جمله ى « يتّخذها » با نصب و صداى بالا قرائت حمزه و كسائى است تا عطف بر « ليضلّ » باشد . يعنى تا گمراه كند و بمسخره بگيرد ، و ديگران با رفع و صداى جلو خواندهاند ، تا عطف بر « يشتري » باشد يعنى ميخرد و مسخره مىكند .
« وَعْدَ اللَّه حَقًّا » 9 كشف : كلمه ى « وعد » مصدر است و منصوب و حقّا حال است و منصوب ، و معنى چنين است : وعده داده است خدا وعده اى را كه درست است و حقّ .
« وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ » 9 كشف : عزيز يعنى منيع است كه مغلوب و مقهور نميشود و حكيم يعنى در كار خود نه سهو مىكند و نه بغلط ميرود .
تفسير حسينى : بيت :
نه در وعده ى او است نقص و خلاف
نه در كار او هيچ لاف و گزاف
« بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها » 10 كشف : يعنى آسمانها را بىاستوانه بقدرت خود نگاه داشته است و شما آنها را به همين طور مىبينيد .
فخر : اين جمله به دو جور معنى مىشود : 1 - آنها استوانه ندارد و شما هم آنها را بىاستوانه مىبينيد . 2 - بى استوانه ى ديدنى شما است اگرچه استوانه هاى ناديدنى هست كه قدرت و اراده ى خدا است .
« هذا خَلْقُ اللَّه فَأَرُونِي » 11 حسينى : نظم :