تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
چون چهارپايان نيازمند بسبزه و چراگاهند و هم نگهبان از گزند شير نفس سركش و گرگ شيطانى . حافظ گفته است :
شبان وادى ايمن گهى رسد بمراد كه چند سال بجان خدمت شعيب كند « 1 » .
و راغب اصفهانى در كتاب محاضرات گفته است كه امام شاذلى صاحب كتاب ضرب البحر گفت در مسجد اقصى بخواب ديدم در وسط حرم قدس خارج مسجد تختى گذارده‌اند و مردم دسته دسته ميآيند پرسيدم چه خبر است ؟ گفتند : چون حلَّاج سوء ادبى كرده است پيغمبرها ميآيند كه از حضور حضرت پيغمبر تقاضاى عفو او را بكنند ، ناگاه ديدم آن حضرت بر تخت نشسته و پيغمبران مثل ابراهيم و نوح و موسى و عيسى در پاى تخت نشسته‌اند ايستادم و گوش بسخنان آنها دادم شنيدم موسى گفت : شما فرموده اى : علماى امّت من از پيغمبران بنى - اسرائيل برترند يكى از آنها را بما بنما ، آن حضرت اشاره بغزالى فرمود ، موسى از او سؤالى فرمود : او ده جواب داد آن حضرت اعتراض كرد كه يك سؤال يك جواب لازم دارد نه ده جواب ، غزالى گفت : پس تو چرا در جواب « وَما تِلْكَ بِيَمِينِكَ » چند جواب دادى « 2 » ؟ .
هامش
( 1 ) مراد از وادى ايمن وادى طور است و ايمن صفت « جانب » يا « شاطئ » است يعنى سمت راست وادى طور . ( مصحّح ) . ( 2 ) اين نوع بذله گوئيها مربوط به تفسير قرآن نيست ، و ضمنا از رسولخدا ( ص ) يا ديگر معصومين عليهم السّلام خبرى ديده نشده كه « علماء امّتى افضل من انبياء بنى اسرائيل » چنان كه در السنهء عوام و گاهى خواصّ متداول است ، بلكه اصل كلام در صورت صحّت صدور چنين است « علماء امّتى كأنبياء بنى اسرائيل » چنان كه از غوالى اللَّئالى ابن أبى جمهور احسائى ( ره ) آن هم بدون سند نقل شده ، و اگر بلفظ « افضل » باشد بايد حمل بر اهل بيت عصمت عليهم السّلام نمود زيرا فرمود « نحن العلماء و شيعتنا المتعلَّمون و سائر الناس غثاء » و فرق بين دو لفظ واضح است ، چه افضليّت غير از همانندى است و همانندى لازم نيست از تمام جهات باشد بلكه يك جهت هم كافى است ، انبياء بنى اسرائيل مردم را به راه راست و توحيد . و پرستش معبود يكتا دعوت ميكردند و علماء هم همين كار را ميكنند . و تفضيل غير معصوم بر معصوم از هر جهت كه باشد عقلا نادرست است ، و نيز امام شاذلى « سامحه اللَّه » و همفكرانش اين گونه تفضيلها را كه شايد از همان روايت ساختگى الهام گرفته باشند براى امثال غزالى و اضرابش بايد در خواب ببينند كه وى را بر پيغمبرى اولو العزم و برگزيدهء خداوند كه فرمودهء « أَنَا اخْتَرْتُكَ » « وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِي » در شأن اوست تفضيل دهند ، بعلاوه پاسخ موسى كاملا مطابق سؤال بود ، زيرا او ميدانست كه خداوند آگاه است و محتاج به سؤال نيست ، بلكه وجه سؤال را اين گونه فهميد كه : « اين چوب چيست بدست گرفته اى » ؟ جواب داد : براى تشريفات و حشمت و پر كردن چشم عوام و شخصيّت مصنوعى چنان كه كار مردم اهل دنيا است نيست ، بلكه چوبى عادى است و ابزار كار و شغل من است ، و هر عاقلى به همان گونه كه موسى عليه السّلام پاسخ داد بايد جواب ميداد . و واضح است كه خداوند از اين جهت پرسيد كه موسى خود توضيح دهد كه اين يك قطعه چوب عادى است تا آنگاه كه همچون اژدها شود ، موسى بداند كه مأموريّت بزرگى دارد و كار بزرگى در پيش است ، و خداوند بوسائلى از جمله همين چوب ، وى را در مأموريّت خود موفّق خواهد ساخت و دلگرم باشد و خدا را پشتيبان خود بداند . ( مصحح ) .