تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
و طوى » با تنوين نصب و هم به صورت مقصوره 5 - « اخفيها » با ضمّ همزه ى متكلَّم و فتح آن . « إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً » 12 طبرى : يعنى تو در وادى مبارك بنام طوى هستى . ابن عبّاس گفته است : كلمه ى « طوى » بمعنى پيمودن و راه طى كردن است ، و معنى چنين است : اى موسى تو وادى مقدّس را طى كرده اى و به بالاى آن رسيده اى ، چونكه موسى بشب آنجا را پيمود تا به بالاى آن درّه رسيد . و بعضى گفته‌اند : طوى يعنى دو نوبت و معنى اين است : موسى را دو نوبت آواز دادند . بعضى ديگر گفته‌اند : يعنى وادى دو نوبت مقدّس شده است . مجاهد گفته است : طوى اسم همان درّه است كه موسى رفت ، سعيد جبير گفته است : يعنى پاى برهنه قدم بگذار كه وادى مقدّس است . « فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها » 16 مجمع : يعنى جلوگيرت از نماز نشود آنكه بقيامت عقيده ندارد ، بعضى گفته‌اند : يعنى آنكه بقيامت عقيده ندارد تو را از اين عقيده باز ندارد ، و گفته‌اند : يعنى آنكه بعبادت و دعوت مردم به آن معتقد نيست مواظب باش تو را منحرف نكند . « وَما تِلْكَ بِيَمِينِكَ » 17 كشف نوشته : چون خطاب « إِنِّي أَنَا رَبُّكَ » بسمع موسى رسيد سلطان هيبت بر او تاختن آورد ، در حيرت و دهشت افتاد ، از صولت آن هيبت آرام را جاى نماند ، نه تن صبر بر تافت نه دل با عقل پرداخت ، تا ربّ العالمين بنداى لطف تدارك دل وى كرد حديث عصا در ميان آورد . « قالَ هِيَ عَصايَ » 18 كشف نوشته : گفت : عصاى من است ، فرمان آمد كه بيفكن اين عصا كه ميگوئى عصاى من است ، موسى بيفكند ، آن عصا مار گشت ، موسى چون آهنگ مار ديد كه قصد وى كرد بترسيد و بهزيمت شد ، ندا آمد كه اى موسى برگير و مترس اين همان عصا است كه تو گفتى و دعوى كردى كه عصاى من است ، ترا با دعوى چه كار بود ؟ مردان راه دعوى نكنند و هيچ چيز به خود اضافت نكنند آن صفت هستى و آثار دعوى موسى بود كه در آن حضرت روى بوى آورد . روح البيان : عصا اشاره است كه پيغمبران شبانان خلق هستند و مردم
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 98 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )