ميكنم يعنى اتّكاء و اعتمادم به آن است ولى براى پيغمبر ( ص ) در قرآن گفته شده است « حَسْبُكَ اللَّه وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ » يعنى خدا كافى است براى تو و مؤمنين پيرو تو ، و نيز حضرت موسى ( ع ) اوّل منفعت خود را در نظر گرفت كه گفت : بعصا تكيه ميكنم بعد سود ديگران را كه گفت : براى گوسفندانم برگ ميريزم لكن پيغمبر ( ص ) سود ديگران را جلو ميداشت كه در قرآن به آن حضرت چنين گفته شد : « ما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ » يعنى تا تو باشى خدا مردم را عذاب نميكند پس آنحضرت سپر بلا است و جلوگير عذاب مردم ، از اينروى در قيامت حضرت موسى اوّل نجات خود ميخواهد و پيغمبر ما عرض مىكند « امّتي امّتي » .
« وَلِيَ فِيها مَآرِبُ » 18 فخر : اينجا چند نكته است : 1 - چون از موسى پرسيدند چه در دست دارى ؟ دانست در اين پرسش بسى رازها نهفته است از اين رو دو جواب معيّن داد و بسوّمى سر بسته گفت : با او دگر كارها دارم چون يك يك آنها را نميدانست ، 2 - موسى از اين پرسش فهميد كه در عصا سود فراوانى است گفت : من كه چيزى نميدانم جز تكيه كردن و بگوسفند برگ دادن ولى چون تو پرسيدى البتّه بسى سود در آن خواهد بود نيازمنديهاى ديگر به آن انجام ميكنم ، 3 - اين جمله را براى اين گفت كه باز هم از او بپرسند چيست آنها و اين مكالمه بدرازا بكشد و از آن لذّت برد ، 4 - اوّل مشمول لطف شد و زبانش باز شد و گفت : فوايد عصا را يكايك شمرد در اين ميان ترس او را گرفت و نتوانست جواب دهد سر بسته پاسخ داد .
« قالَ أَلْقِها » 19 فخر : چون موسى كفش در پا داشت كه پا وسيله ى فرار است و بدست عصا داشت و دست و پا وسيله ى طلب است به او گفتند كفش بينداز تا فرار نكنى و عصا بينداز تا پى ديگرى نباشى و از همه جهت آماده ى معرفت حقّ باشى .
« فَإِذا هِيَ حَيَّةٌ تَسْعى » 20 تأويلات : يعنى عصا مارى شد كه از خشم ميجنبيد و چون موسى روحى خشمناك داشت آنگاه كه بمقام تجلَّى صفات حقّ
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 101
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٠١