مجمع : ابن مسعود و حسن بصرى و قتاده گفتهاند : معنى « واردها » رسيدن و مطلَّع شدن از جهنّم است نه بدرون آن شدن بدليل اين آيه « وَلَمَّا وَرَدَ ماءَ مَدْيَنَ » كه جمله ى « ورد » يعنى رسيد او به آب مدين نه توى آب رفتن و زجّاج گفته است : بهتر دليل بر اينكه مقصود اين نيست كه همه ى مردم بجهنّم داخل شوند اين آيه است « إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى أُولئِكَ عَنْها مُبْعَدُونَ لا يَسْمَعُونَ حَسِيسَها » كه تصريح شده است نيكوكاران به آن اندازه از آتش دور هستند كه كمترين صدا بگوششان نميرسد . و بعضى گفتهاند : يعنى همگى بصحراى محشر وارد خواهيد شد و ضمير « ها » بجاى « عرصة القيامة » است ، و از ابن عبّاس روايت شده است كه او چنين ميخوانده است « و ان منهم الَّا » يعنى كسى از آنها كه كافر باشند باقى نخواهد ماند .
كشف نوشته : ورد برد و ضرب است دو گروه را يكى ورود أدب و تهذيب و ديگر ورود غضب و تعذيب ، ادب و تهذيب مؤمنان را است ، غضب و تعذيب كافران را ، مؤمن بگناه آلوده گشته از آن كه دنيا سراى پرغبار است درن و وسخ معاصى برو نشسته از دوزخ گرمابه اى ساختند او را تا از او ساخ مطهّر گردد و مهذّب شود آنگه بمحلّ كرامت و منزل سعادت رسد ، و نيز جوهر آب و گل تا خام بود بىقيمت بود چون به آتش بگذشت آنگه قيمت گيرد پيرايه ى شراب شود و حضرت ملوك را بشايد ، و گفتهاند حكمت ربّانى بآوردن مؤمنان در آتش آنست كه تا جودت عنصر و قوّت حال موحّدان بمشركان نمايد كه جوهر چون اصلى بود آتش آن را تباه نكند بلكه روشنتر و افروخته تر گردد ، چنان است كه با ابليس ميگويد : تو بر طينت آدم تكبّر آوردى ، اكنون در نگر تا شرف طينت بينى ، آن طينت بتمكين و تربيت احديّت به آن جا رسد كه دوزخ از وى بفرياد آيد كه « جز فقد اطفأ نورك لهبي » يعنى بگذر كه پرتوت شرارهام خاموش كرد .
تأويلات : يعنى هر كسى بناچار در هنگام رستاخيز بايستى بجهان طبيعت قدم بگذارد چون گذرگاه عالم قدس است .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٦