نيست و افاضه به اختيار و امر حقّ است .
« وَما كانَ رَبُّكَ نَسِيًّا » 64 مجمع : بعضى گفتهاند : اين جمله دنبالهء سخن ملائكه يا مردم بهشت است كه گفتند « وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ » و بعضى گفتهاند در آن جمله مطلب تمام است و اين جمله آغاز سخن خداى تعالى است ، يعنى اى پيغمبر خداى تو فراموشت نميكند اگرچه وحى و الهام به تو تأخير شود ، ابو - مسلم گفته است : يعنى خدايت فراموشكار نيست كه كسى را بقيامت محشور نكند و فراموشش كند .
[ « هَلْ تَعْلَمُ لَه سَمِيًّا » 65 ابو الفتوح : او را همتامى دانى ؟ عبد اللَّه عبّاس گفت : يعنى مثلى و عدلى ، كلبى گفت : معنى آنست كه كسى را دانى كه او را اللَّه خواندند جز او را ، و حقيقت آنكه كس را دانى كه استحقاق عبادت دارد به آنكه قادر باشد بر آنچه او قادر است از اصول نعم ] .
« وَيَقُولُ الإِنْسانُ » 66 مجمع : كلبى گفته است : اين آيه براى اميّة بن خلف جمحي نازل شد كه استخوان پوسيده را نرم كرد و بر باد داد و گفت : محمّد ميپندارد كه ما چون چنين شديم باز زنده خواهيم شد ؟ عطا گفته است روى اين سخن با وليد بن مغيره است كه چنين گفت .
« أوَ لا يَذْكُرُ » 67 طبرى : بعضى قاريهاى مدينه و كوفه با تخفيف ذال - خواندهاند ، و عموم قاريهاى كوفه و بصره و حجاز « يذكر » بتشديد ذال و كاف خواندهاند .
« حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيًّا » 68 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى دسته دسته بكنار جهنّم ميآوريم . سدّى گفته است : يعنى به زانو درآمده چون جاى تنگ است كه نميتوانند بنشينند .
تأويلات كاشانى : يعنى چون نفوسشان كج است و منحرف بدنهاشان هم بمناسبت روحشان كج است و نميتوانند راست بايستند .
« لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ » 69 ابو الفتوح نوشته است : يعنى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 74
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٧٤