تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
روح البيان :
مؤمن فسون چو داند بر آتشش بخواند سوزش در او نماند گردد چو نور روشن
و شكّى نيست كه اهل معرفت جهنّم را صورت نفس امّاره ميدانند ، پس در دنيا هر يك از انبياء و اولياء و مؤمنين و كافرين بقدم طبيعت داخل پرتگاه هوى و هوس ميشوند ، ولى پيغمبران كه داراى نفس مطمئنّه هستند و روح آرام دارند آن جهنّم را خاموش مييابند ، و اولياء داخل ميشوند و افروخته اش مىبينند ، و كوشش ميكنند بوسيله ى پرتو هدايت و رهبرى آن را خاموش كنند ، و دسته اى از مؤمنين كه معفو هستند و استحقاق مؤاخذه ندارند نيز جزء اولياء و وابسته به آنها ميشوند كه هيچيك از اين دسته ها به آتش نميرسند و هرگز در آن نميسوزند لكن كافران چون در دوران زندگى كبريت و آتشزنه ى هوى و هوس هستند پس البتّه در آخرت بدرون آتش ميشوند و بافروختگى آن ميسوزند و پيوسته با آن سر و كار دارند كه خود كبريت و وسيله ى سوختن هستند و عدّه اى معصيت كار و فاسق هم همدسته ى كافران هستند و با آنها به آتش ميروند ولى بواسطه ى نور اجتناب از كفر ، آتش خود را خاموش ميكنند و بدر ميروند . صافى : در تفسير قمّى از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است كه معنى آيه بدرون آتش رفتن نيست چون عرب ميگويد : « وردنا ماء بني فلان » يعنى وارد آب فلان قبيله شديم و معلوم است كه مقصود رفتن بر كنار آن آب است نه بدرون آب شدن . طنطاوى : اقوالى كه در تفسير اين آيه نقل شده است و هم احاديث مثل اينكه از پيغمبر ( ص ) نقل شده است كه چون مؤمن بجهنّم برسد آتش به او ميگويد : زود بگذر كه نور تو شراره ى من را خاموش كرد . جملگى كنايه است از گرفتاريها و بيماريها و صبر و ثبات و مقاومت در برابر خواسته ها و خاموش كردن آتش شهوت و غضب .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 77 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )