تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
مثنوى : در معنى اين حديث كه آتش جهنّم بمؤمن ميگويد « جز فانّ نورك اطفأ ناري » .
ز آتش مؤمن از اين رو اى صفى مىشود دوزخ ضعيف و منطفى
گويدش بگذر سبك اى محتشم ورنه ز آتشهاى تو مرد آتشم
كفر كه كبريت دوزخ او است و بس بين چه بخسانيد او را اين نفس
زود كبريتت بدينسو وا سپار تا نه دوزخ بر تو تا زدنى شرار
گويدش جنّت گذر كن همچو باد ورنه گردد هر چه من دارم كساد
كه تو صاحب خرمنى من خوشه چين من بتىام تو ولايتهاى چين
هست لرزان زو جحيم و هم جنان نى مر اين را نى مرآنرا زو امان
« ثُمَّ نُنَجِّي » 72 با تخفيف و تشديد جيم قرائت شده است و كلمه ى « مقاما » با ضمّ و فتح ميم اوّل قرائت شده است و كلمه ى « رئيا » چند جور قرائت شده است 1 - با ياى مشدّد ، 2 - با همزه و ياء ، 3 - با ياء فقطَّ بدون همزه و تشديد . 4 - با زاى معجم . « مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَه الرَّحْمنُ مَدًّا » 75 فخر : جمله ى « فليمدد » به صورت امر گفته شده است براى فهماندن اينكه البتّه انجام خواهد شد ، و چنين معنى مىشود : آنكه در گمراهى است البتّه خداوند مهلتش خواهد داد « 1 » . [ ابو الفتوح : بگو اى محمّد كه آنكس كه او در ضلالت كفر باشد « فَلْيَمْدُدْ لَه الرَّحْمنُ » رها كن او را تا خداى او را فراگذارد ، و مهلت دهد و مدد خذلان دهد او را ] . « إِمَّا الْعَذابَ وَإِمَّا السَّاعَةَ » 75 مجمع : اصمّ گفته است : معنى عذاب گرفتارى و بيچاره شدن است در دوران زندگى ، ديگرى گفته است : يعنى بيچارگى و گرفتارى آنگاه كه از همه چيز مأيوس ميشوند . ديگرى گفته است : يعنى
هامش
( 1 ) جملهء « قل من كان » شرطيّه است و « فليمدد » بصيغهء أمر جواب آن ، و امر در اينجا بمعنى خبر است . و بليغتر است زيرا متضمّن معنى لزوم است . ( مصحّح )