تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بجاى « نبقي » باشد . يعنى همانطور كه مال را براى وارث بجاى مىگذاريم بهشت هم براى اين مردم بجاى ميگذاريم و نگاه ميداريم ، و ممكن است مقصود اين باشد : نتيجه ى كارهاى گذشته ى زندگى بهشت باشد كه از آنها به اين صورت باقى مانده است ، و از تقوى و پرهيزكارى خود به ارث مىبرند چنان كه از اموال مانده ى ميّت ارث مىبرند . مجمع : « نورّث » با فتح واو و تشديد راء از باب تفعيل نيز قرائت شده است . « ما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ » 64 مجمع : ابن عبّاس گفته است : پيغمبر ( ص ) بجبرئيل فرمود : چرا كم بديدار ما ميآئى ، اين جمله بجواب آن حضرت آمد كه هرگاه بما امر شود ميآئيم . ابو مسلم گفته است : اين سخن مردم بهشت است يعنى ما به جائى از بهشت فرود نميآئيم مگر بفرمان خدا . تأويلات : فرود آمدن ملائكه اتّصال نفس است بحقايق ثابته ى آفرينش و ملأ اعلى و از براى اين اتّصال دو شرط است : 1 - آمادگى در نهاد و فطرت شخص كه مناسب باشد روح آدمى با عالم ملائكه و حقايق ثابته ، 2 - حال و وضع آدمى بواسطه ى تصفيه و تزكيه كه براى او ملكه و حالت ثابت فراهم شود تا شايسته ى نزول ملائكه شود چنان كه در آيت ديگر است « إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا - تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ » كه اقرار بخداوندى و استقامت در آن پيدايش ملكه و حالت ثابت نفسانى است كه موجب نزول ملائكه شده است ، و همچنين در عكس اين مطلب كه نزول شياطين باشد گفته شده است . « تَنَزَّلُ [ الشّياطين ] عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ » يعنى شياطين نازل ميشوند بر آنكس كه ملكه و حالت زشتى ثابت داشته باشد و بسيار دروغگو و سخت گناهكار باشد . پس اگر استعداد فطرى و حالى توليد ملكه نمود نشانه اى اجازه ى حقّ است بر نزول ملائكه و وصول فيض ، پس اگر تأخير در نزول فيض باشد براى آن است كه امر و آمادگى كامل نيست اين است كه چون در نزول وحى تأخير ميشد در نظر آن حضرت وحى دير ميرسيد و صبرش كم ميشد بيتابى ميكرد ، اين جمله نازل ميشد كه « ما نَتَنَزَّلُ » يعنى به اختيار ما