به زانو نشسته رها ميكنيم
73 اين كافران را ( خوى چنين است ) كه اگر آياتى روشن برايشان بخوانند با مردم مؤمن ميگويند : كدام دسته از ما و شما [ بهتر زندگى ميكنيم ] و جاى و انجمن بهتر داريم ؟
74 [ چه بيخبرند ] از اينكه بسيارى از مردم دوران پيش را نابود كرديم با همه برترى در خوشى و زيبائى كه داشتند
75 اى پيغمبر تو به اين مردم بگو : آنكه بگمراهى است خداوند البتّه بايستى [ بمقتضاى رحمانيّت ] به او مهلت دهد و آزادش گذارد تا روزى كه ببينند آن وعده هاى شكنجه را [ در دنيا ] يا در رستاخيز پس به زودى ببينند كدام دسته جايشان بدتر و يارانشان بيچاره ترند
76 و باز خداوند بيفزايد هدايت آنها را كه هدايت شدهاند چه آنچه بشايستگى بماند و باقيات الصّالحات باشد در پيشگاه حقّ بهترين مزد است و نكوتر نتيجه .
سخن مفسّرين : « إِذْ قالَ . . . لأَبِيه آزَرَ » 41 نقل اقوال مفسّرين در ذيل آيهء 75 سوره انعام راجع به « أب » گذشت « 1 » .
« قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ » 43 كشف : يعنى علم توحيد و خدا - شناسى و عاقبت آدمى از پس مرگ او .
« إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ » 45 كشف : خوف در اين جمله بمعنى علم است « 2 » مثل « فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا يُقِيما حُدُودَ اللَّه » يعنى اگر دانستيد . و ممكن است معنى چنين باشد : من ميترسم سخن من نپذيرى و گرفتار شوى .
« لأَرْجُمَنَّكَ » 46 مجمع : حسن بصرى و جبّائى گفتهاند : يعنى سنگسارت ميكنم ، سدّى و ابن جريج گفتهاند ، يعنى دشنامت مىدهم ، و گناهكار و زشت ميشمارمت .
« وَاهْجُرْنِي مَلِيًّا » 46 مجمع : مجاهد و سدّى و سعيد بن جبير گفتهاند :
يعنى روزگارى دراز از من دور باش . ابن عبّاس و قتاده گفتهاند : يعنى زمن
هامش
( 1 ) مجلَّد سوّم ص 480 و 481 .
( 2 ) ابو الفتوح اين قول را از فرّاء نقل كرده است .