از من دور باش ،
47 ابراهيم گفت : تو بسلامت باشى كه من از خداى خود آمرزش تو ميخواهم كه او به من مهربان است و بسخن من ميرسد و دعايم ميپذيرد
48 ولى از شما و معبودهاى مجعولتان كناره گيرم و خداى خود را ميخوانم و اميدوارم كه بدرگاه حقّ بدبخت و نااميد نباشم
49 پس چون او از كافران و معبودشان كناره كرد ما به او اسحاق و يعقوب بخشيديم و همگى را بمقام نبوّت رسانديم
50 و از رحمت خود به آنها عنايت كرديم و براى آنها زبانى راست و [ ذكرى ] رفيع مقرّر كرديم [ كه همه جا نامشان براستى و بزرگى برند ]
51 و هم در اين كتاب خود يادى از موسى بكن كه او رسولى بود با اخلاص و نبىّ [ و مخبر از وحي الهى ] بود
52 و او را در [ وادى ] طور از طرف راستش آواز كرديم و مقرّبش كرديم
53 و مرتبه اش را بالا برديم تا آنكه براز با او سخن گفتيم و از رحمت خود به او چون هارون پيغمبر برادرى داديم
54 و اسماعيل را هم در اين كتاب يادآور كه او درست پيمان بود و فرستاده و پيغامبر
55 و مردم خود را وادار به نماز و زكات مى - كرد و بپيشگاه خداى خود درستكردار و پسنديده خصال بود
56 و هم از ادريس نيز در اين كتاب ياد كن كه او صدّيق بود و پيغمبر
57 و او را به جائى بلند و به - منزلتى رفيع بالا برديم
58 اين جملگى كه نامبرديم كسانى هستند مشمول انعام حقّ از پيغمبران نسل آدم و از آنها كه با نوح بكشتى برديم و هم از آن دسته ى اولاد ابراهيم و اسرائيل بودند كه برگزيديم و راهنمائى كرديم [ به آن طور ] كه اگر آياتى از حقّ تلاوت ميشد با گريه به سجده ميافتادند
59 ولى پس از آنها كسانى بجايشان آمدند كه نماز را ضايع كردند و رو بدان نمينمودند و بدنبال خواسته هاى خود ميرفتند البتّه روزگارى خواهد رسيد كه بسوء تباهى و گمراهى خود برسند .
60 مگر كسى كه توبه كرد و مؤمن بود و نيكوكار ، كه اين گونه مردم هيچ ستم نمىبينند
61 [ و بهره شان ] بهشتى است جاويد و غيبى و ناديده كه خداوند نويد به بندگانش داده و ناگزير وعده ى حقّ آماده است و آمدنى
62 كه در آن هيچ بيهوده و لغوى بگوششان نميرسد و فقط سلام است و سلامتى و بصبح و شام روزىشان
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 67
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٦٧