فراهم است
63 و چنين بهشتى نصيب آن بندگان ما است كه پرهيزگار بودند .
جهت نزول اين آيات و ارتباط آنها : كشف الاسرار : مقاتل و كلبى و قتاده و ضحّاك و عكرمه گفتهاند : چون از پيغمبر ( ص ) قصّه ى اصحاب كهف و ذو القرنين و روح را پرسيدند و فرمود فردا بيائيد تا جوابتان بگويم و « ان شاء الله » « 1 » نفرمود مدّت چهل روز وحى نازل نشد و جبرئيل و ملك نيامد ، پيغمبر از اين دلتنگ بود و چون ملك آمد و وحى آورد آيت
64 « وَما نَتَنَزَّلُ إِلَّا بِأَمْرِ رَبِّكَ » را آورد يعنى : بگو بپيغمبر كه ما ملائكه و مأمورين حقّ وقتى فرود ميآئيم كه فرمان پروردگار باشد .
و بعضى گفتهاند : اين آيه دنباله ى مطلب گذشته است كه آن مردم كه بسوى بهشت ميروند ميگويند : ما وارد اين بهشت نميشويم مگر باذن خداوند .
بقيّهء ترجمه :
64 [ البتّه آن آفريده ها كه صالح هستند ميگويند ] : ما نيائيم به جائى فرود مگر بفرمان خداى تو كه بقدرت او است آنچه در جلو داريم و آنچه به پشت سر گذاردهايم و آنچه در اين ميان است كه [ چيزى از او پنهان نمانده ] و او فراموشكار نيست
65 چون كه خداى آسمان و زمين است و آنچه ميان آن دو است ، پس [ اى محمّد ] تو او را بپرست و در عبارتش پايدار و شكيبا باش كه نه همنام و همتائى براى او سراغ دارى [ و نه آفريدگارى جز او تصوّر دارى ]
66 آن آدمى است كه [ منكر است و ] ميگويد : مگر از پس آنكه مردم ، زنده از گور بدرم ميكنند ؟
67 چرا بخاطر نميآورد كه او را هيچ نبوده آفريديم ؟
68 پس بخداى تو سوگند كه اين آدمها و هم ديوها را زنده خواهيم كرد ، سپس جملگى را بكناره جهنّم به زانو درآمده فراهمشان ميكنيم
69 آنگاه از هر دسته آن را جدا ميكنيم كه بنافرمانى حقّ سختتر است و دليرتر
70 ز آن پس ما داناتريم به آنها كه شايسته ى آتشند
71 و البتّه همه ى شما به آن وارد شويد و با آن سر و كار داريد كه سرنوشت ناگزير خداى تو است .
72 [ ولى ] ز آن پس پرهيزگاران را آسوده ميكنيم و ستمكاران را در آن ميان
هامش
( 1 ) اين كلام با « يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ » و « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ » به صيغه فعل مضارع كه معنيش « خواهند پرسيد » است سازگار نيست . ( مصحّح )