تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
نيكوكار و بقرائت كسر بمعنى مصدر است و عطف بر جلو يعنى سفارش كرد بنيكوكارى . « قَوْلَ الْحَقِّ » 34 مجمع : كلمه ى « قول » با رفع و صداى جلو قرائت شده - است كه خبر مبتدا باشد ، يعنى اين سخنان گفتارى است حقّ ، و با نصب و صداى بالا نيز خوانده‌اند كه مفعول فعل محذوف باشد يعنى ميگوئيم و تثبيت ميكنيم سخن حقّ را . « فِيه يَمْتَرُونَ » 34 كشف : ابن عبّاس گفته است : بعد از عيسى پيروان او اختلاف كردند در شخصيّت عيسى عاقبت براى چهار نفر تسليم شدند . يعقوب ، نسطور ، اسرائيل ، ملكا . از يعقوب پرسيدند : عيسى كه بود و چه بود ؟ گفت : خدا بود كه به زمين آمد و باز به آسمان رفت ، از نسطور پرسيدند جواب داد : او پسر خدا بود كه تا هر وقت خدا خواست در ميان ما نمودارش گذاشت و چون نخواست بسوى خود بالا برد . از اسرائيل پرسيدند گفت : او خدا است مادرش هم خدا است ، و خداى هم خدا است . بملكا گفتند : عقيده ى تو چى است ؟ گفت : اينها دروغ است او آفريده ى خدا بود و پيغمبر « 1 » .
هامش
( 1 ) از سياق معرّفى عيسى عليه السّلام در اين آيات پيدا است كه در هنگام نزول قرآن كه شش قرن از ميلاد مسيح بيش نگذشته بود آنچه غالب نصارى در بارهء عيسى قائل بودند همه پوچ و نادرست بوده ، و اوهامى بيش نبوده ، و بكلَّى شخصيّت عيسى عليه السّلام كه نمونهء خداپرستى و اخلاق و زهد و توجّه تامّ بحقّ و منقطع از علائق مادّى بود ، - و به همين سبب وجودش يكپارچه خير و بركت و آگاهى ، و دستش شفابخش بيماران بود - تحريف گشته و پسر خدا و جزء خدا و بلكه يكى از معبودان ثلاثهء مسيحيّت شده بود ، و به جهت اين تحريف با همه خيراتى كه در وجود مسيح بود در اذهان به بتى مبدّل گشت و ديگر نمونه و سرمشق و الگو نبود ، و لذا همهء فيوضاتيكه از اين رهگذر نصيب نسلها بود تبديل بشرك و شرّ و شقاء شد ، قرآن مجيد در اين آيات اين مطلب را تلويحا گوشزد و خاطرنشان ميسازد و هشدار ميدهد كه مبادا شما مسلمين بسرنوشت شوم مسيحيان گرفتار شويد ، و شخصيّتهاى مذهبى را كه خود نمونهء - كاملى از انسان الهى هستند بدليلى تحريف كنيد و شخصيّتى بدلى و بىخاصيّت و موهوم . بسازيد و بنسل آينده معرّفى نمائيد ، آنوقتى از بركت اين وجودات استفاده مىشود كه شخصيّت آنان درست همانطور كه بوده بدون تصرّف و تحريف معرّفى شوند و الگوى انسانيّت قرار گيرند ، اگر پيغمبر ( ص ) و علىّ عليه السلام و فرزندانش ( ع ) همچنانكه بودند معرّفى شوند و زندگانى آنها همانطور كه بوده ترسيم گردد خود بزرگترين سرمايه اى براى تربيت نسلهاست ، امّا چنانچه بدليل نفهمى يا افراط در محبّت ، يا بدليل دشمنى ، و يا اغراض سياسى ديگر شخصيّتى جعلى و تحريف شده از آنها بسازيم و به دنيا معرّفى كنيم خيانتى بسيار بزرگ به بشريّت كرده‌ايم و نمونه هاى حقيقى و الهى را تحريف كرده‌ايم ، و اين كار خطرش كمتر از خطر تحريف قرآن نيست يعنى همانطور كه تحريف آيات قرآن موجب گمراهى و ضلالت نسل موجود و آينده است همچنين تحريف اين اشخاص موجب گمراهى خواهد بود . ( مصحّح )
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 59 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )