« هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ » 25 فخر : باى « بجذع » زائده است و فرّاء گفته است : « باء » زائد است و عرب ميگويد : « هزّه و هزّ به و زوّجتك فلانة و بفلانة » و تفسير كشّاف گفته است : در « تساقط » نه قرائت است .
« جَنِيًّا » 25 مجمع : با كسر جيم نيز قرائت شده است و جمله ى « ترينّ » با سكون و تخفيف ياء « ترين » خوانده شده است .
« وَقَرِّي عَيْناً » 26 طبرى : با كسر قاف « قرّي » نيز قرائت شده است .
« فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ » 26 فخر : جهت اين سخن و نذر مريم روزه با سكوت كه آئين اديان قديم بوده است يا براى اين بوده است كه جواب سؤال مردم از طرف كودك داده شود و اثرش بيشتر باشد يا براى اينكه مريم طرف سخن مردم و اعتراض و گفتگو نشود و گرفتار بيخردان نباشد ، و با اينكه نذر روزه و سكوت كرده جواب مردم گفتن يا بوسيله ى اشاره بوده است ، و يا مقصود اين بوده است كه چون كسى را ديدى و مسئول شدى اين جمله را بگو و زان پس به روزه و سكوت برگذار كن .
طبرى : سدّى گفته است : يعنى روزه بدار و همين اندازه سخن بر تو روا است كه بجواب مردم بگوئى « انّي نذرت » تا آخر .
« يا أُخْتَ هارُونَ » 28 طبرى : اين سخن كنايه است از صلاح و خوبى مريم كه اشخاص خوب را هارون ميناميدند . يعنى اى خواهر خوبان و بعضى گفتهاند :
چون از اولاد هارون برادر موسى بوده است برسم عرب كه نسل قبيله اى را ميگويند اخو مضر و اخو تيم اين را هم اخت هارون ناميدهاند . و بعضى گفتهاند : هارون نام مردى مشهور ببدكارى بوده است و به اين مناسبت گفتهاند اى كه در بدكارى مانند خواهر او هستى .
« كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ » 29 طبرى : « كان » بمعنى « وجد » است يعنى آنكه اكنون در گهواره آرام است و كلمه ى « مهد » بمعنى بغل مادر است .
« وَبَرًّا بِوالِدَتِي » 32 مجمع : « برّا » با كسر باء قرائت شاذّ و نادر است . به قرائت مشهور بمعنى نيكوكار است كه فعل بمعنى فاعل باشد يعنى قرار داد مرا
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 58
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٨