گرفتار شد « 1 » ، از محراب بكنار رفت و دور از كس و كار خود .
مجمع : جبّائى گفته است : بكنارى رفت تا سخن مردم از عبادت بازش ندارد ، اصمّ و ابو مسلم گفتهاند : از كسان خود دور شد تا او را نبينند ، عطا گفته است : هوا سرد بود و او آهنگ غسل داشت دور از مردم بجانب شرقى و جاى تابش آفتاب رفت و « فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً » 17 براى همين است كه از آنها دور شد و خود را در پرده كرد تا او را نبينند . ابن عبّاس گفته است : چون در هنگام ولادت مسيح مادرش بجانب مشرق رفت مسيحيها نماز بسوى مشرق ميخوانند و آن سمت را قبله ى خود قرار دادند . [ و اين قول مفهوم صحيحى ندارد ] .
« لأَهَبَ لَكِ » 19 مجمع : « ليهب » به صيغه ى غايب قرائت ابو عمرو است .
« قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ » 21 مجمع : يعنى جبرئيل گفت :
همين است كه به تو گفتم ، خداى تو گفته است : اين كار آسان است .
كشف : يعنى جبرئيل گفت همين طور است كه تو ميگوئى ، با مردى رابطه نداشتى ولى خداى تو گفته است : اين كار آسان است . و بعضى چنين معنى كردهاند : جبرئيل گفت كه خداى تو چنين گفته است كه اين كار آسان است .
« وَكُنْتُ نَسْياً » 23 مجمع « نسيا » با كسر نون نيز قرائت شده است .
« فَناداها مِنْ تَحْتِها » 24 مجمع : « من » بفتح ميم نيز قرائت شده است .
و معنى آن اين است او را آواز كرد از زير او يا از جائى پائينتر از او يا كسى كه در زير او بود يا پائينتر از او بود و مقصود ممكن است جبرئيل باشد يا مسيح .
« قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا » 24 ابو الفتوح نوشته است : خداى تعالى در زير تو سرىّ كرد ، جمله ى مفسّران گفتند : مراد جوى كوچك است و حسن بصرى گفت مراد به سريّ عيسى است و سرّي مرد صالح گزيده باشد .
هامش
( 1 ) اين قول را علماء ما درست ندانند زيرا مريم عليها السّلام را از اين جهت مطهّر دانند و به آيهء شريفهء « إِنَّ اللَّه اصْطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفاكِ » تمسّك نمايند . چنان كه بآيهء تطهير در بارهء أهل البيت عليهم السلام . ( مصحح ) .