اگر در درون خود تحريك بر سخن گفتن احساس كنى تو بر خود مسلَّط باش و آن را حفظ كن كه اندك اندك آثار كار تو نمودار مىشود و ميبينى كه مردم تو را دوست دارند و احتياجات تو برآورده مىشود .
« ثَلاثَ لَيالٍ سَوِيًّا » 10 فخر : يعنى در مدّت سه شب با سلامتى زبان تو توانائى سخن نخواهى داشت و بعضى گفتهاند : كلمه ى « سويّا » صفت است براى ليال يعنى تا سه شب تمام از سخن ناتوان شوى .
« فَخَرَجَ عَلى قَوْمِه مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا » 11 كشف : در آيه تقديم و تأخير است و در معنى چنين است : « من المحراب بكرة و عشيّا فاوحى اليهم - تا آخر » چون زكريّا صبح و شام مردم را پند ميداد و وادار به نماز و تسبيح ميكرد در اين سه روز بر عادت خود صبح و شام ميآمد و به اشاره يادآورى ميكرد كه به نماز و تسبيح خود بپردازيد . و گفتهاند كه وحى در اينجا بمعنى كتابت است يعنى در نامه اى براى آنها مينوشت . و بعضى گفتهاند : يعنى بر زمين مينوشت ، و وحى در زبان عرب بمعنى اعلام است چه بسخن يا اشاره يا نوشتن باشد . و در قصّه ى نحل بمعنى الهام استعمال شده است .
« يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ » 12 مجمع : در اين جمله اختصار عجيبى است كه معنى چنين است : پس زكريّا يحيى عنايت كرديم كه فهم و عقل داشت و به او گفتيم بگير اين كتاب يعنى تورات را .
فخر : مقصود از كتاب تورات است اگرچه ممكن است كتاب مخصوص بيحيى باشد ولى ظاهر براى فهم مردم تورات است .
« آتَيْناه الْحُكْمَ » 12 فخر : در اين جمله سه قول است : 1 - يعنى به او حكمت داديم كه فهم در تورات و فقه در دين بود ، 2 - يعنى به او عقل داديم ، 3 - يعنى به او پيغمبرى داديم .
« وَحَناناً مِنْ لَدُنَّا » 13 مجمع : ابن عبّاس و قتاده و حسن بصرى گفتهاند :
يعنى از سوى ما عطوفت و رحمت به او عنايت شد ، جبّائى گفته است : يعنى به او عطوفت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٤