دين را تباه كنند ، ديگرى گفته است : يعنى ميترسم كه بعد از من امور مالى و غير مالى محوّل به آنها شود با اينكه فهم و توانائى اين كار را ندارند .
« يَرِثُنِي وَيَرِثُ » 6 مجمع : « يرثنى » با جزم قرائت شده است و بر اين قرائت جمله صفت براى « ولى » خواهد بود و جواب امر و گر نه فعلى است مستقلّ نه بعنوان جواب امر و نيز « يرثني وارث » قرائت امام عليّ و امام صادق عليهما السّلام و ديگران است .
« لَمْ نَجْعَلْ لَه مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا » 7 مجمع : اين جمله دو معنى شده است :
1 - تاكنون كسى بدين نام نبوده است و عنايت حقّ است بزكريّا كه اسم او را معيّن كرده است . 2 - زنهاى نازا تاكنون همانند او نزائيدهاند .
« أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ » 9 طبرى اين پرسش زكريّا كه با پيرى خودم و سترون بودن همسرم فرزند از كجا ؟ براى استخبار است كه آيا هر دو تقويت ميشويم بجورى كه فرزندى درست شود يا خودم همسرى ديگر بايد اختيار كنم ؟ سدّى گفته است جبرئيل او را آواز داد كه فرزندى بنام يحيى خواهى داشت ، شيطان نزد او رفت و گفت : - اين آواز شيطان است گول مخور كه اگر از سوى رحمان ميبود مانند دگر وقتها بايد بوحى و الهام به تو باشد ، زكريّا از اين سخن دو دل شد و گفت « أَنَّى يَكُونُ - تا آخر » .
« عتيّا » فخر : « عتيّا » با ضمّ عين قرائت شده است و از ابىّ بن كعب و ابن عبّاس نقل شده است « عسيّا » با سين مهمله كه بمعنى عتيّا و بنهايت رسيده است .
« قالَ كَذلِكَ قالَ رَبُّكَ » 9 فخر : اين جمله به چهار جور معنى مىشود :
1 - آواز غيبى گفت : همين طور است كه ميگوئى ولى خداى تو گفته است اين كار آسان است ، 2 - او گفت : اين چنين گفته است خداى تو كه اين كار بر من آسان است ، 3 - او گفت : چه تعجّبى و پرسشى ؟ كه خداى تو چنين گفته است و گفته او خلاف ندارد ، اين كار بر من كه خداى توام آسان است ، 4 - در جواب سؤال زكريّا كه با پيرى خود و نازائى همسرم بچه وسيله فرزند خواهم داشت ؟ گفته شده است : او گفت : خداى تو گفته است كه اين چنين خواهد بود پيدايش فرزند
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥٢