و خبر درست است كه قومى دعا كردند بآواز بلند و پيغامبر گفت : « انّكم لا تدعون اصمّ و لا غائبا انّكم تدعون سميعا قريبا » و گفتهاند : زكريّا از بهر آن در سرّ دعا كرد ، از قوم خود پنهان داشته كه از ايشان شرم داشت كه گويند بپيرانه سر فرزند ميخواهد از زنى نازاينده ، و گفتهاند زكريّا دانست : كه آواز بلند و آواز نرم بنزديك حقّ سبحانه و تعالى يكسان است امّا آواز نرم بخضوع و خشوع نزديكتر است و از ريا دور تر ، از آن نرم گفت .
[ « إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي » 4 ابو الفتوح : گفت : بار خدا يا استخوان من ضعيف شد يعنى بىقوّت شدم . و تخصيص استخوان براى آن كرد كه در اندام آدمى استخوان سختتر باشد ، چون او سست شود حال گوشت و عصب و عروق چه باشد ] .
« اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً » 4 طبرى : يعنى پيرى در سرم همه جاگير شد .
[ ابو الفتوح : و سرم به پيرى پيچيد و آتش پيرى در سرم گرفت ] .
مجمع : ابن انبارى گفته است : يعنى پيرى در سرم درخشان است از بسكه فراوان است .
فخر : ابو عمرو خوانده است « رأس الشّيبا » بادغام سين در شين .
« لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا » 4 طبرى : يعنى از دعا بدبخت نبودم كه هر وقت دعا كردم اجابت كردى و حاجتم روا نمودى ، و ابن جريج گفته است : يعنى در گذشته به من فهمانده اى كه دعايم بپذيرى .
« خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي » 5 طبرى : روايت است كه عثمان « خِفْتُ الْمَوالِيَ » قرائت كرده است با فتح خاء و تشديد فاء . و كلمه ى « موالى » فاعل باشد و در محلّ رفع به سكون ياء ، و مشتقّ از خفّ بمعنى سبكى است و مقصود اين است كه خويشان و وارثها سبك شده و رفتهاند .
مجمع : از امام باقر عليه السّلام نقل شده است كه مقصود از موالي عمو و عموزادگان است .
فخر : در جهت ترس زكريّا اختلاف است : بعضى گفتهاند : يعنى ميترسم كه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 51
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٥١