تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 49

مساهمون:

ص٤٩
آوازش كرد : اندوه مدار كه پروردگار تو در پيشت پيغمبرى و شريفى يا جلوت نهرى روان كرد 25 و اين بن خرما براى خود بجنبان تا خرماى تازه بر تو افتد 26 پس بخور و بنوش و چشم روشن باش و اگر كسى ديدى بگو : امروز نذر روزه دارم و هرگز با كسى سخن نخواهم گفت 27 ، پس مريم فرزند را برداشته بسوى مردم خود برد 28 و آنها گفتند : اى مريم كارى زشت كرده اى ، اى خواهر هارون نه پدرت مرد بدى بود و نه مادرت بزهكار 29 ، او اشاره بسوى فرزند خود كرد [ كه از اين بپرسيد ] گفتند با كودكى كه در بغل و يا گهواره است چگونه سخن كنيم ؟ 30 [ لكن آن كودك چنين ] گفت : من بنده ى خدايم كه او كتابم داده است و پيغمبرم كرده است 31 و فرخنده بهر كجا كه باشم و سفارشم كرده به نماز و زكات تا هرگاه كه زنده باشم 32 و نيكوكارى با مادرم و مرا بدبخت و ستمكار نكرده است 33 ، و سلام [ تندرستى و آسودگى از هر بدى از سوى حقّ ] بر من است از روزى كه به دنيا آمدم تا آن روز كه بميرم و هم روزى كه از گور زنده برخيزم 34 همين است سخن درست [ در پيرامون ] عيساى مريم كه مردم در آن شكّ ميكنند [ و جدل و بيهوده گوئى ] 35 البتّه سزاوار خداوند نيست و او منزّه است كه فرزندى براى خود اختيار كند ، چه هرگاه چيزيرا اراده كرده همين است كه بگويد : باش ، پس آن موجود شود 36 [ از اين روى بود كه مسيح گفت ] همانا خداوند آفريدگار من و شما است ، پس او را بپرستيد كه اين است راه راست 37 [ ولى ] دسته هاى مردم ميان خود اختلاف كردند پس واى بر آن كسان كه كافر شدند از آن روز بزرگ كه هنگام حضور و مشهد همگان است 38 چه بينا و شنوا باشند آن روز كه بپيشگاه عدل ما آيند لكن گمراهى ستمكاران به آن روز آشكار است [ كه راه به جائى ندارند ] يا اگرچه امروز ستمكاران آشكارا بگمراهيند [ و دست بر نميدارند ] 39 تو اى پيغمبر از آن روز حسرت و افسوس مردم را بترسان چون فرمان حقّ انجام شده است اگرچه آنها در بيخبرى رو گردان از حقيقت هستند 40 و ايمان نميپذيرند بدانند : ما وارث زمين و موجودات روى آن هستيم و جملگى را بسوى ما [ كه جهان جاودان است ] برگشت ميدهند . سخن مفسّرين : كشف الأسرار : اين سوره نود و هشت آيه است كه جمله بمكّه