نازل شده است مگر آيت سجده بقول بعضى و مگر آيت « فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ تا - لا يُظْلَمُونَ شَيْئاً » بقول دسته اى ديگر .
« كهيعص » 1 كشف نوشته : سماع حروف مقطَّعات در مفتتح سور و آيات شرابى است در قدح فرح ريخته ، در كأس استيناس كرده ، جلال احديّت بنعت صمديّت دوستان خود را داده ، چون دوستان حقّ در بوستان لطف اين شراب انس از جام قدس بياشامند در طرب آيند ، چون در طرب آيند در طلب آيند قفس كون بشكنند به پر عشق بر افق غيب پرواز كنند تا بكعبه ى وصل رسند .
حسينى نوشته : از مواهب الهى كه بر حضرت شيخ ركن الدّين علاء الدّولة سمنانى قدّس سرّه فرود آمده مذكور است كه حضرت رسالت پناه صلوات اللَّه و سلامه عليه را سه صورت است : يكى صورت بشرى كقوله تعالى « إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ » دوّم صورت ملكى چنان كه فرموده است : « لست كاحدكم ابيت عند ربّي » سوّم حقّى كما قال : « بي مع اللَّه وقت لا يسعنى فيه ملك مقرّب و لا نبيّ مرسل » و از اين روشنتر « من رآني فقد رأى الحقّ » و حقّ سبحانه را با او در هر صورتى سخن بعبارتى ديگر واقع شده است : در صورت بشرى كلمات مركّبه چون « قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ » و در صورت ملكى حروف مفرده مانند « كهيعص » و اخواته و در صورت حقّى كلامى مبهم كه « فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى » . بيت :
در تنگناى ذوق نگنجد بيان ذوق
زانسوى حرف و نكته حكايات ديگرست
پس حروف مقطَّعه رمزى است ميان حقّ سبحانه و حبيب او .
« ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَه » 2 [ ابو الفتوح : حقّ تعالى گفت اينسوره يا اين قسم يا اين قرآن يا اين حديث يا اين ثنا ، ياد كردن خداست رحمتى و بخشايشى را كه بر بنده اش زكريّا كرد ، يا ذكر زكريّا است كه خداى كرد او را برحمت .
مجمع : يعنى خبر مستجاب كردن پروردگار تو دعاى بنده ى خود را و مقصود از رحمت اجابت دعا است .
« نِداءً خَفِيًّا » 3 كشف نوشته : بر خواند خداى خود را در سرّ بآوازى نه بلند