تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
كن 7 [ پس آوازى از عالم غيب رسيد ] اى زكريّا ما به تو خوش خبرى ميدهيم به پسرى يحيى نام كه زين پيش همنامش نبوده 8 او گفت : اى خدا فرزند از كجا كه زنم نازاى است و خودم از پيرى سالخورده‌ام و از بچه مانده ؟ 9 [ آواز غيبى ] گفت : همين طور است ولى سرنوشت است و گفته ى خداى تو است كه چنين كار براى من آسان است [ چونكه ] از اين پيش تو را كه هيچ نبودى آفريدم 10 او گفت : اى خدا نشانه اى براى من [ و پيدايش فرزند ] قرار بده [ تا شاد خاطر و آسوده دل باشم ] گفت : نشانه ات اينكه سه روز با تندرستى نتوانى با كس سخن بگوئى 11 پس [ او با همين حال وظيفه ى خود را انجام داد و ] از محراب بيرون آمد بجلو مردم و با آنها الهام كرد [ و با اشاره يا كتابت فهماند ] بصبح و شام خدايرا تسبيح كنيد 12 [ چون يحيى را مادر بزاد و او رشيد شد به او گفتيم ] اى يحيى با كوشش و نيرو تورات را بگير و [ فرمانش را بكاربر چون ] بخردسالى به او خرد و دانش داديم 13 كه او رحمتى بود از ما و هم پاكيزه و پرهيزكار 14 و به پدر و مادر نكوكار ، نه ستمكار بود و نافرمان 15 [ او مشمول ] سلام و آمرزش است روز ولادت و روز مرگ و آنگاه كه از گورش زنده بلند كنند 16 [ اكنون اى پيغمبر ] ياد كن از آن روز كه مريم از خويشان خود به سمت مشرق [ بيت المقدس ] شد 17 و از جلوشان پرده اى گرفت ، پس فرستاديم بسويش روح خود را كه به صورت آدمى درست اندام در نظرش نمودار گشت 18 ، مريم گفت : از تو به خدا پناه ميبرم اگر پرهيزگارى [ و خداشناس ] 19 او گفت من فرستاده ى خداى توام تا پسرى پاكيزه و شايسته ات بخشم 20 مريم گفت : مرا كه آدمى نپسوده و بزهكار نبوده‌ام فرزند از كجا باشد ؟ 21 جوابش داد : همين است كه ميگويم [ چون ] خداى تو گفته است : اين كار بر من آسان است و بايد چنين فرزندى را براى مردم نشانه [ ى قدرت ] كنم و هم رحمتى از سوى خود و اين كارى بوده است بسرنوشت شده 22 پس مريم بعيسى آبستن شد و بار خود بكنارى دور برد 23 پس در پاى تنه ى درخت خرما دردش گرفت و گفت : ايكاش زين پيش مرده بودم و از ياد رفته 24 [ در اين انديشه بود كه ] از زير و جلو پايش [ سروش يا نوزاد ]