فخر : اين جمله سوّمين نشانه ى قيامت را خبر ميدهد كه بجنبش در آوردن كوهها باشد .
روح البيان : جعفر خلدى گفت : جنيد بغدادى با ياران خود در مجلس سماعى حاضر شد و همگى شادى كردند و جنبيدند و جنيد آرام بود ، به او گفتند چرا چون ديگران شادى نكردى ؟ گفت : « تَرَى الْجِبالَ - » تا آخر « و محقّقى فرموده كه اوليا در ميان خلق بآداب و رسوم پا بر جا و آرام هستند و مردم خبر ندارند كه در باطن بهر دمى هزار عالم را ميپيمايند . مثنوى :
تو مبين اين پايها را بر زمين
زان كه بر دل ميرود عاشق يقين
از ره و منزل ز كوتاه و دراز
دل چه داند كوست مست دلنواز
آن دراز و كوته اوصاف تن است
رفتن ارواح ديگر رفتن است
دست نى و پاى نى رو تا قدم
آنچنان كه تاخت جانها از عدم
ابن عطا گفته است :
ايمان چون كوهها در دل مؤمن ثابت است و نور آنها پرده هاى عالم اعلى را پاره مىكند و امام جعفر صادق عليه السّلام گفته است : هنگام خروج روح ، نفوس آرام و بيجنبش هستند ولى روح در عالم قدس گردش مىكند تا بجايگاه خود در زير عرش خداوندى آرام گرد .
« إِنَّه خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ » 88 مجمع « تفعلون » با تاء به صيغه ى خطاب و با ياء به صيغه ى غايب قرائت شده است .
« مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه خَيْرٌ . . . وَمَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ » 89 طبرى : مقصود از حسنه كلمه ى توحيد است با ايمان در دل ، و سيّئه شرك است و انكار .
مجمع : چند روايت از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم و امام باقر عليه السّلام است كه مقصود از حسنه و سيّئه دوستى و دشمنى عليّ عليه السّلام است .
« فزع يومئذ » مجمع : در هر دو كلمه اختلاف قرائت است باضافه فزع بيوم و به تنوين فزع و فتح يوم بظرفيّت .