تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
گرت چشم عقل است ، تدبير گور كنون كن كه چشمت نخورده است مور
كنون كوش كآب از كمر در گذشت نه وقتى كه سيلاب از سرگذشت
سكندر كه بر عالمى حكم داشت در آن دم كه بگذشت عالم گذاشت
ميسّر نبودش كز و عالمى ستانند و مهلت دهندش دمى
سخن ما در اين آيات : 1 - آيت 47 جمله ى « قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّه » جمله اى است تربيتى براى جلوگيرى از يك قاعدهء خرافى جهانى كه عموم بشر بسعد و نحس و يا فرخنده و شوم و يا فال بد و نيك گرفتارند چنان كه عدد سيزده را عموم مردم تا انگليسها نحس ميدانند يا نعل وارونه كه روى در بند درها براى چشم زخم ميكوبند ، و هزاران از اين گونه افكار كه اگر كسى كنجكاوى كند كتابها براى فال بد و نيك ملَّتها نوشته مىشود به اين جمله بعموم بشر اعلام شده است كه اين انديشه ى بيهوده را از سر خود بيرون كنيد كه طائر شما و آنچه در چشم و دل شما از آينده ى بد خبر ميدهد و آن را شوم مينماياند بپيشگاه حقّ و قدرت خداوندى است كه اگر كار بد يا خوب بكنيد سزاى آن را ميبينيد و فال نيك و بد شما در سرنوشت و تقدير ازل اثر ندارد . از اينرو است كه در دنباله اين جمله گفته است « بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ » كه از آن مقصود اين است فال شما اثر ندارد و بلكه شما را گرفتار بد كارىتان كرده‌اند پس هرگز گرفتار افكار فاسد خود نباشيد بلكه در بند رهبرى خرد و وظيفه ى خود باشيد . 2 - آيت 62 جمله ى « أَمَّنْ يُجِيبُ » شايد اشاره باشد به اين كه پذيرش دعا مشروط است باضطرار و نهايت بيچارگى چنان كه معنى آن را از مفسّرين نقل كرديم پس هر دعا و از هر كس پذيرفتنى نيست و بعلاوه كه سبك جمله نميفهماند كه البتّه دعاى شخص بيچاره پذيرفته مىشود و از ناچارى نجات بيابد چون گفته شده است : جز خداوند ديگرى دعاى مضطرّ را نميتواند بپذيرد ولى گفته نشده است : خدا هر دعاى مضطرّ را ميپذيرد ، پس شايد مفاد آيه اين باشد كه دعا اگرچه از شخص بيچاره باشد ، هميشه پذيرفتنى نيست و اگر بايستى دعاى شخص مضطرّ پذيرفته شود البتّه از سوى خداوند است و بس . 3 - آيت جمله ى « بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ » اگرچه موضوع سخن دو دلى