مردم است در پيدايش قيامت كه گفته شده است : چون قيامت فرا رسد آنها كه دو دل هستند از شكّ بيرون خواهند شد و علمشان قطعى و روشن بپيدايش قيامت خواهد بود ، ولى شايد بتوان گفت كه چون كلمات « علمهم » مقيّد بموضوع خاصّ نشده است اين جمله بما ميفهماند كه در آن عالم تمام مجهولات بشرى برداشته مىشود و هر چه را ندانسته يا دو دل بوده است معلوم و يقينى آدمى مىشود .
4 - آيت 82 « وَإِذا وَقَعَ الْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ » عموم مفسّرين اين آيه را براى نشاندادن نشانه هاى قيامت دانستهاند و مطالبى شگفتآور نوشتهاند كه خلاصه آن را از امام فخر نقل كرديم و در بعضى كتابها نوشتهاند حديث است كه دابّة الارض علىّ عليه السّلام است . ولى آنچه به نظر ميرسد سياق و سبك آيه حكايت از حادثه ى عمومى نميكند و موضوع سخن هم مربوط بقيامت نيست چون پيش از اين آيه سخن در توصيف قرآن است و دلدارى پيغمبر و شناساندن كافران كه در حكم مرده و كر و كورند ، و پس از اين معرّفى گفته شده است كه چون سرنوشت حقّ بر آنها برسد جنبنده اى را از زمين در مياوريم كه به آنها بگويد : مردم آيات ما را استوار نداشتند پس شايد اين آيه بيدار باش و تخويف است براى مردم كر و كورى كه سخن پيغمبر نشنيدهاند و هم اعلام بدسته چهارم است كه مسلمانان باشند تا بدانند پيش از فرارسيدن گرفتارى اتمام حجّت مىشود و مردم نافرمان مستحقّ عذاب را يادآورى ميكنند كه مردم نافرمان و بىايمان كه آيات حقّ را استوار نميدانند سزاوار حوادث ناگوارند . و شايد بيان اين مطلب بچنين جمله كه جنبنده اى از زمين در ميآوريم تا با آنها سخن بگويد تعبيرى است مختصّ بسبك ادبى عربى قرآن براى تحريك احساسات آن مردم و گر نه شايد مقصود از دابّة الارض عموم دانشمندان بيدار دل باشد در هر دورانى كه مردم را پند و اندرز ميدهند و اگر آنچه نقل شده است كه مقصود علىّ عليه السّلام است درست باشد ممكن است در آن دوران نزول آيه مقصود آن حضرت بوده است و براى روزگارهاى پس از آن اشاره بشيعيان عالم و مواظب آن حضرت باشد كه مردم را رهبرى ميكنند . 5 - آيت 88 جمله هاى « تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 490
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٩٠