بر دهان و بر دلش قفل است و بند
تا ننالد بر خدا وقت گزند
داد او فرعون را صد ملك و مال
تا بكرد او دعوى عزّ و جلال
در همه عمرش نديد او دردسر
تا ننالد سوى حقّ آن بد گهر
زان كه درد و رنج و بار آن دهان
شد نصيب دوستانش در جهان
خواندن بىدرد از افسردگى است
خواندن با درد از دل بردگى است
« لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّه » 64 كشف : مقصود از غيب علم بپيدايش رستاخيز است كه از پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم پرسيدند : اين وعده تو كى خواهد بود ؟ به اين آيه جوابشان رسيد كه آن غيب است و جز خدا آن را نداند و بعضى گفتهاند : غيب آگاهى از پيش آمدهاى فردا است ، و عايشه گفت : آنكه گمان كند از فردا خبردار است به خدا دروغ بسته چون خود فرموده « لا يَعْلَمُ مَنْ - تا آخر » منجّمى نزد حجّاج يوسف ثقفى بود او چند ريگ شمرد و بمشت خود گرفت و از منجّم پرسيد چند ريگ در مشت دارم ؟ او بحسابى كه ياد داشت حساب كرد و گفت و درست درآمد حجّاج مشتى ديگر ناشمرده برداشت و پرسيد و او هر چه حساب ميكرد جواب درست نميآمد ، آخر بحجّاج گفت : گمان دارم كه تو خود هم شماره ى اينها را ندانى ، او گفت چه تفاوت است ميان اين و آن نوبت اوّل ؟ منجّم گفت : چون تو شمرده بودى معلوم بود و من آن را معيّن كردم و اكنون نامعلوم است و غيب . و غيب را خدا داند و بس .
« بَلِ ادَّارَكَ عِلْمُهُمْ فِي الآخِرَةِ » 66 أبو الفتوح : عبد اللَّه عبّاس « بلى » با الف مقصوره خوانده است ، و گفته است : معنى آيه ريشخند است و استهزاء يعنى بلى آنها از ما داناتر بآخرت هستند ، مثل كسى كه بگويد بلى علم تو بيش از من است و غرض عكس اين باشد . و همه ى قاريها « بل » خواندهاند كه همان معنى بلكه باشد و كلمه ى « ادّراك » ، عدّه ى قاريها دال را وصل كردهاند بلام « بل » و همزه را در تلفّظ انداختهاند و « بلدّراك » تلفّظ كردهاند ، و ديگران با همزه و سكون لام از مصدر « ادراك » « بَلِ ادَّارَكَ » قرائت كردهاند ، يعنى علم ايشان در آخرت فراهم خواهد