تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
باشى :
گر ندارى تو دم خوش در دعا رو دعا ميخواه ز اخوان صفا
بهر اين فرمود با موسى خدا وقت حاجت خواستن اندر دعا
كاى كليم اللَّه زمن ميجو پناه با دهانى كه نكردى تو گناه
گفت موسى من ندارم آن دهان گفت : ما را از دهان غير خوان
آن چنان كن كه دهانها مر تو را در شب و در روزها آرد دعا
از دهان غير كى كردى گناه از دهان عير بر خوان كاى إله
آن دهانى كه نكردى تو گناه آن دهان غير باشد عذر خواه
يا دهان خويشتن را پاك كن روح خود را چابك و چالاك كن
ذكر حقّ پاك است و چون پاكى رسيد رخت بر بندد برون آيد پليد
چون بر آمد نام پاك اندر دهان رخت بربندد برون آيد پليد
چون برآمد نام پاك اندر دهان نى پليدى ماند و نى آن دهان
آن يكى اللَّه ميگفتى شبى تا كه شيرين گردد از ذكرش لبى
گفت شيطانش خمش اى سخت رو چند گوئى آخر اى بسيار گو
اينهمه اللَّه گفتى از عتو خود يكى اللَّه را لبّيك كو
از شكسته دل شد و بنهاد سر ديد در خواب او خضر را در خضر
گفت : همين از ذكر چون وامانده اى چون پشيمانى از آن كش خوانده اى
گفت : لبّيكم نميآيد جواب زان همى ترسم كه باشم ردّ باب
گفت خضرش كه خدا گفت اين به من كه برو با او بگو اى ممتحن
نى كه آن اللَّه تو لبّيك ما است ؟ آن نياز و سوز و دردت پيك ما است ؟
نى تو را در كار من آورده‌ام ؟ نه كه من مشغول ذكرت كرده ام
حيله ها و چاره جوئيهاى تو جذب ما بود و گشاد آن ، پاى تو
ترس و عشق تو كمند لطف ما است زير هر يا ربّ تو لبّيكها است
جان جاهل زين دعا جز دور نيست زان كه يا رب گفتنش دستور نيست
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 482 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )