تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
« مَهْلِكَ أَهْلِه » 49 فخر : « مهلك » با ضمّ ميم و فتح ميم و كسر لام و فتح آن سه قرائت شده است كه از مصدر مجرّد يا مزيد باشد و خود كلمه ممكن است مصدر باشد يا اسم زمان يا مكان كه هيچكدام در نتيجه معنى اثرى ندارد . « وَمَكَرُوا مَكْراً وَمَكَرْنا » 50 طبرى : ابن زيد گفته است : يعنى آنها گفتند : چون صالح بمعبد خود رود او را آنجا ميكشيم و ميرويم خانواده اش را ميكشيم و چون صالح رفت بمعبد خود كه در كنار كوه بود آنها در جلو غارى بانتظار او بودند كه سنگى از كوه بجلو شان سرازير شد آنها از فرود آمدن سنگ بدرون غار پناهنده شدند سنگ جلو غار را گرفت و كسى از سرنوشت آنها خبردار نشد . « أَنَّا دَمَّرْناهُمْ » 51 مجمع : با فتح و كسر همزه قرائت شده است كه آغاز جمله باشد و يا دنباله ى جمله ى جلو باشد و از ابىّ بن كعب نقل است كه « ان » بدون الف قرائت كرده است با فتح همزه . « قُلِ الْحَمْدُ لِلَّه وَسَلامٌ » 58 مجمع : دو جور معنى شده است : 1 - بگو ستايش براى خدا كه ما را موفّق بايمان كرد و مثل گذشتگان گرفتار نكرد 2 - مقاتل گفته است : يعنى ستايش براى خدا كه كافران را نابود كرد و بسلامت داشت پيغمبران را يا اصحاب پيغمبر ما را با اولاد آن حضرت كه مانند آن كافران گرفتار نكرد . [ أبو الفتوح : فرّاء گفت اين خطا بست با لوط خداى او را گفت بگو « الْحَمْدُ لِلَّه » و باقى مفسّرين برآنند كه خطاب با رسول است عليه السّلام يعنى بگو اى محمّد : « الْحَمْدُ لِلَّه » ] . « وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حاجِزاً » 61 كشف نوشته : در نهاد آدمى هم كعبه ى دل است هم مصطبه ى نفس ، دو جوهر متضادّند در خلقت بهم پيوسته و در طريقت از هم گسسته ، هر دو در هم گشاده ، و ميان هر يكى از قدرت حاجزى نهاده ، هر گه كه آن نفس امّاره در سراپرده ى دل شبيخون برد آن دل محنت زده بتظلَّم بدرگاه عزّت مىشود و از جنات قديم خلعت نظر به دو ميآيد . اين است سرّ آن خبر كه « انّ للَّه تعالى في كلّ يوم و ليلة ثلاثمائة و ستّين نظرة في قلوب العباد » . نظير اين آيت در سورة الفرقان است - « هُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هذا عَذْبٌ فُراتٌ وَهذا مِلْحٌ أُجاجٌ »