2 - آيت 16 « وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ » تا آخر سرگذشت سليمان ، در تورات نمونه اى از دو مطلب است : 1 - دانستن زبان مرغان را آنجا به صورت ديگر آورده به اين بيان كه سليمان مردى عالم و حكيم بود و سه هزار مثل گفت و در بارهء درختان سخن گفت از سرو آزاد لبنان تا زوفائى كه بر ديوارها ميرويد و در باره ى بهائم و مرغان و حشرات و ماهيان نيز سخن گفت .
3 - ديدار ملكه ى سبأ را چنين نقل كرده است : ملكه ى سبا آوازه سليمان را در باره ى اسم خداوند شنيد با حشمت تمام آمد تا او را بمسائلى امتحان كند .
سليمان جواب تمام مسائل او را داد او قدردانى و شكر زياد كرد از سليمان و آنقدر اموال داد كه به آن اندازه براى سليمان نيامده بود ، و ما براى نقل اين قضيّه به اين تفصيل همان را ميگوئيم كه چند جا گفتهايم : چون سليمان و مقام او به گوش عرب رسيده بود چه از راه افسانه هاى قديم كه با ملكه ى سبا و سرزمين يمن سر و كار داشته است و چه بوسيله ى يهود كه آميزش با آنها داشتهاند و او را پادشاه و پيغمبر بزرگ بنى اسرائيل ميشناختهاند ، از اينروى خاطرات ناقص و افسانه مانند آنها در اين آيات به صورت حقيقت تربيتى تبديل شده و با جمله هائى شيوا و جالب كه مىتوانند آن را هميشه در خاطر بدارند و از خواندنش لذّت ببرند وسيله ى پند و عبرت و تعليم و تربيت شده است .
4 - جمله ى « عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ » در آيت 16 شايد اشاره باشد به اين كه شخصيّتهاى بزرگ و رهبران بخصوص كه اگر پيشواى دين و سياست بودند بايستى آشناى باحوال مردم باشند و عموم طبقات تحت سرپرستى خود را بشناسند و كوچكترين افراد را از نظر دور ندارند و زبان آنها را بدانند و از احتياجات و مقتضيات سرزمين آنها آگاه باشند تا بتوانند براى هر گروه آنچه بايستنى داد و مهربانى است فراهم كنند و با آنها به آن جور رفتار نمايند ، و نيز ممكن است زبان دانستن كنايه باشد از بينائى احوال يك موجود چنان كه مردى از اهل دانائى و بينائى ميگفت گلهاى گلدان خانه ى من با من سخن ميگويند ، يعنى احتياجات
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 469
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٦٩