كند كارش به خوبى بگردش و انجام مىباشد .
7 - آيت 24 جمله ى « زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ » تا آخر آيت بعد اشاره باشد به اين كه پرندگان هم زشتى شرك و پرستش غير خدا را در مييابند چون بموجب فطرت و نهاد اصلى روى به خدا هستند و آفريننده ى خود را ميشناسند تا آنجا كه هدهد آن - ملَّت را بر آفتاب پرستى سرزنش مىكند پس سزاوار است كه آدمى چشم و گوش خود باز كند و بدريافت حقيقت از پرنده ى كوچك كمتر نباشد .
8 - آيت 25 جمله هاى « تُخْفُونَ » و « تُعْلِنُونَ » چنان كه نوشتيم با تاء به صيغه ى خطاب هم قرائت شده است و شايد اگر چنين باشد براى اظهار معرفت آن مرغك است در انجمن جانوران بحشمت سليمانى ، كه آفريننده ى شما دام و دد از آشكار و نهانتان خبردار است .
9 - آيت 32 جمله ى « ما كُنْتُ قاطِعَةً أَمْراً » تا آخر شايد براى آگاهى و راهنمائى سرپرستان و پادشاهان مستبدّ و خودپرست باشد كه از دوران قديم تاريخ بشريّت پادشاهان خردمند هر كارى را با مشورت انجام ميدادند تا راه درست از نادرست نمودار باشد .
10 - آيت 24 جمله ى « وَكَذلِكَ يَفْعَلُونَ » اختلاف نظر مفسّرين را نوشتيم ، ولى ممكن است نظر دوّم درست باشد كه تأكيد و تصديق سخن ملكه باشد كه پس از نقل سخن او اين اظهارش استوار داشته شده است كه كار پادشاهان و خود - خواهان مستبدّ همين است و پيمودن سرزمينها و ممالك براى خرابى آبادانيها است و بيچارگى مردمان چنان كه دوران تاريخ اين را نشان ميدهد و هنوز هم اين خوى زشت آدمى بجاى مانده است كه حكمرانها و رؤساى ممالك در تصرّف سرزمينهاى ملَّتهاى ضعيف جز خرابى و خوارى منظورى ندارند .
11 - آيت 39 جمله ى « إِنِّي عَلَيْه لَقَوِيٌّ أَمِينٌ » شايد اشاره باشد به اين كه عفريت و غول و موجودات مادّى سرسخت انعطاف ناپذير هم ارزش امانت را قبول دارند و براى خودستائى امانت خود را به زبان ميآورند و به ياد ديگران ميدهند .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 471
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧١