و نواقص آنها را درك ميكنم .
5 - آيت 20 جمله ى « تَفَقَّدَ الطَّيْرَ » شايد اشاره به اين كه كوچكترين افراد كه در سرپرستى كسى هستند نبايد از نظر دور باشند و نقل اين عمل سليمان براى راهنمائى و تذكّر به ديگران است كه پدر و يا مسئول يك بنگاه و هر كه رسيدگى بكارى را عهده دار است نبايد از آنها غافل باشد چنان كه امروز مىبينيم پدرها تا آن اندازه توجّه به فرزند خود دارند كه صبح از خانه بمدرسه برود و از طرز كار و رابطه ى او با محيط و مدرسه هيچ خبردار نيستند ، و يا رئيس يك كارخانه و يا اداره اگر خيلى باريكبين باشد همان آمدن اوّل وقت و رفتن آخر وقت را در نظر ميگيرد و به طرز كار و رفتار و انجام - وظيفه ى آنها هيچ توجّه نميكند ، و بيشتر عيب كارهاى ما از همين سهل انگارى در كارها است با اينكه ميتوان گفت : اين جمله ى قرآن وادار مىكند بوارسى وضع ساده - ترين جزء يا فردى كه بكارى وادار شده است . باز مبالغه نخواهد بود اگر بگوئيم :
ميتوانيم از اين جمله بفهميم كه يك راننده و يا متخصّص دستگاه ماشين مسئول رسيدگى بيك پيچ و مهره و چرخ ماشين خود مىباشد .
6 - آيت 21 « لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ » شايد براى رهبرى به اين باشد كه هر كس در هر كار و سخن خود بايد متّكى بدليل باشد و نسنجيده و بدون استدلال نبايد چيزى گفت و كارى كرد ، و نيز ميفهماند كه بايد هميشه نظم كار را رعايت كرد و تخلَّف از آن بدون جهت موجب آزار و گرفتارى است بخصوص در كارهاى اجتماعى و روابط افراد با يكدگر كه اگر با كسى وعده اى دارد و يا در انجام وظيفه اى هست تخلَّف از آن موجب استحقاق عذاب است و بايد آنكه مواظب اين وظيفه ى خود نيست تنبيه و مجازات شود كه تقصير بزرگى كرده است و البتّه سليمان كه حشمت او ضرب - المثل در شخصيّت است و مقام هدهدى را از نظر دور نميدارد و تفقّد مىكند و بر غيبت او تهديد مىكند و نتيجه ى اين باريكبينى و وارسى آن مىشود كه ملكه ى سبأ پادشاه مشهور و معتبر تسليم او مىشود ، پس جاى تعجّب نيست كه كار او وسيله ى راهنمائى باشد براى يك استاد ماشين كه اگر پيچ و چرخ ماشين خود را وارسى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 470
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٧٠