تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
نمله ى منذره را بنفس لوّامه ، و سليمان را بقلب ، و مساكن را بحواسّ خمس : بيت :
چون نديدى دمى سليمان را تو چه دانى زبان مرغان را
« لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُه وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » 18 كشف : سليمان بمور گفت : حشمت من بر روى هوا حركت مىكند و خود پيغمبرم و عادل چگونه شما موران را پايمال ميكنم ؟ او گفت : مقصود من از « لا يشعرون » همين است كه تو عادلى ولى لشكريان تو ندانسته ممكن است پاى بر مورى نهند . و مقصودم از پايمال كردن قشون پايمال شدن دل است كه چون حشمت تو بينند آرزوى خوشى دنيا كنند و براى درويش آن بهتر كه جاه و مال اغنيا را نبيند كه در قرآن است « لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا » « أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ » 21 مجمع : « ليأتينّني » با دو نون كه اوّل مشدّد است و مفتوح . و با يك نون كه مشدّد است نيز قرائت شده است ، و نيز « مكث » با فتح و ضمّ كاف هر دو خوانده شده است ، و « سبأ » بدون همزه و با همزه ى مفتوح قرائت شده و قرائت ديگران با همزه ى مجرور منوّن است . و ( الا يسجدوا ) بالام بىتشديد و « أَلَّا يَسْجُدُوا » با نون قرائت شده است ، « ما تُخْفُونَ وَما تُعْلِنُونَ » قرائت كسائى و حفص و عاصم با تاء به صيغه ى خطاب و ديگران با ياء به صيغه ى غايب خوانده‌اند . [ « أُلْقِيَ إِلَيَّ كِتابٌ كَرِيمٌ » 29 أبو الفتوح : قتاده گفت : كريم يعنى نيكو مثل « مقام كريم » و عبد اللَّه عبّاس گفت شريف براى شرف صاحبش ، ضحّاك گفت : براى آن كريمش خواند كه مهرى بر او نهاده بود چنان كه عبد اللَّه خود از رسول ( ص ) خدا نقل كرده كه فرمود « كرم الكتاب ختمه » و از انس روايت شده كه گفت چون رسول ( ص ) خواست كه براى عجم نامه نويسد ، گفتند عجم را عادت آنست كه نامهء بىمهر را حرمت ندارند رسول عليه السّلام فرمود مهرى بساختند و نامه را مهر كرد ] . « وَكَذلِكَ يَفْعَلُونَ » 34 فخر : بعضى گفته‌اند : اين جمله دنباله ى سخن ملكهء سبا است كه براى تأكيد گفتار خود گفته است ، بعضى گفته‌اند : دنباله ى نقل سخن او نيست بلكه جمله اى است جداگانه براى تثبيت و تصديق سخن آن زن . [ « أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها » 37 أبو الفتوح : غرض او آن بود تا معجزه
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 466 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )