تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
افتاد از مدين برفته و روى بمصر نهاده و به قصد آن كه تا مادر خويش و دو خواهر يكى زن قارون و ديگر زن يوشع نون از آنجا بيارد و بيم فرعون در دل وى بود همى ناگاه در آن بيابان راه گم كرد ، با شبى بود تاريك و راه باريك ، شبى ديجور و موسى سخت رنجور ، در آن بيابان متحيّر مانده ميان با دو باران و سرماى بىكران و برق درخشان و رعد غرّان ، وزن وى از درزه نالان ، خواست تا آتشى افروزد ، سنگ و آتش زنه برداشت بسيار بزد و آتش بيرون نداد ، از سر تيزى و تندى سنگ و آتشزنه هر دو به - زمين زد ، ربّ العالمين هر دو را با وى بسخن آورد گفتند : يا موسى صفرا مكن و خشم مگير كه ما در امر پادشاهيم ، باطن ما پر از آتش است أما فرمان نيست كه يك ذرّه بيرون دهيم ، آن شب فرمان رسيد همه آتشهاى عالم را كه در معدن خود همى باشيد هيچ بيرون ميائيد كه امشب شبى است كه دوستى را به آتش به خود راه خواهيم داد و نواختى بر وى خواهيم نهاد ، اين است كه ربّ العزّه گفت : « آنَسَ مِنْ جانِبِ الطُّورِ ناراً » ربّ العالمين در قرآن شش آتش ياد كرد : يكى آتش منفعت ، قوله « أفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ » دگر آتش معونت قوله « قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَه ناراً » ديگر آتش مذلَّت قوله « خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ » چهارم آتش عقوبت « النَّارُ وَعَدَهَا اللَّه الَّذِينَ كَفَرُوا » پنجم آتش كرامت « يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً » ششم آتش معرفت و هدايت « إِنِّي آنَسْتُ ناراً » عامّه ى خلق از آتش منفعت معيشت يافتند ذو القرنين از آتش معونت نظام ولايت يافت ، ابليس از آتش مذلَّت لعنت يافت ! ، ! ، كافر از آتش عقوبت مزيد عذاب يافت ، ابراهيم از آتش كرامت سلامت يافت ، موسى از آتش معرفت و هدايت قربت يافت ، موسى را باوّل نداء بود « نودي » و به آخر نجوى بود « قَرَّبْناه نَجِيًّا » باز مصطفاى عربى باوّل چه بود ؟ « أَسْرى بِعَبْدِه » با وسط چه بود ؟ « عند سدرة المنتهى » و به آخر چه بود . « دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى » . « بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ » 12 طبرى : يعنى سفيدى كه از پيسى و بيمارى برص نيست . ولى ما در ترجمه روشنى بىسوزش نوشتيم . « فِي تِسْعِ آياتٍ إِلى فِرْعَوْنَ » 12 طبرى : ابن زيد گفته است : يعنى عصاء دست