تنوير المقباس : يعنى در راه نشانه ميسازيد تا آنكه غريب است و از آنجا مى - گذرد بزنيد و لباس او را بگيريد ، و مقصود باجگيران و راه دارها هستند .
« تَتَّخِذُونَ مَصانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ » 129 فخر : يعنى آب انبارها ميسازيد يا كاخهاى بلند به گمانى كه هميشه زندهايد ، يا رفتار شما مانند آن كس است كه اميد زندگى جاودانى دارد . و سرزنش بر اين كار اگر آب انبار باشد براى اين كه نشانه ى آرزوى دو رود راز است و از خود بيخبرى ، و اگر كاخ است براى اسراف است يا گردنفرازى .
« وَإِذا بَطَشْتُمْ - تا آخر » 130 كشف : يعنى در هنگام انتقام مانند ستمگران مهربانى و دلنرمى نداريد . بعضى گفتهاند : يعنى مانند متكبّرين يا تازيانه ميزنيد يا ميكشيد .
« إِنْ هذا إِلَّا خُلُقُ الأَوَّلِينَ » 137 كشف : ابن كثير و نافع « خلق » بفتح اوّل و سكون دوّم خواندهاند و به اين قرائت دو معنى ممكن است : 1 - اين كه تو ميگوئى جز دروغ گذشتگان نيست كه خلق بمعنى اختلاق و كذب باشد ، 2 - خلق به معنى آفرينش باشد يعنى اينكه ما در آن هستيم جز همان زندگى گذشتگان چيز ديگر نيست كه مثل آنها به دنيا ميآئيم و ميميريم و تمام مىشود . و باقى قاريها « خلق » با ضمّ اوّل و دوّم خواندهاند و به دو معنى ممكن است باشد : 1 - اين گونه گوئى خوى گذشتگان است كه همين دروغها و ادّعاى پيغمبرى داشتند ، 2 - اينكه ما ميكنيم و تو ما را به آن سرزنش ميكنى خوى گذشتگان است كه كاخهاى بلند و سختى در انتقام داشتند و ما هم خواهيم داشت .
« طَلْعُها هَضِيمٌ » 148 أبو الفتوح : يعنى ميوه ى آن لطيف باشد ، ابن عبّاس گفت : يعنى رسيده و بار آورده باشد عكرمه گفت : يعنى تر و نرم باشد مجاهد گفت : يعنى تا دست به آن زنند بتركد و شكافته شود . ابو العاليه گفته است : يعنى در دهن آب شود .
« بُيُوتاً فارِهِينَ » 149 أبو الفتوح : ابن عبّاس در يك قول گفته است يعنى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٣٦