ناقة اللَّه آب خورد از جوى ميع
آب حقّ را داشتند از حقّ دريغ
ناقه ى صالح چو جسم صالحان
شد كمينى در هلاك طالحان
تا بر آن امّت ز حكم مرگ و درد
« ناقَةَ اللَّه وَسُقْياها » چه كرد
شحنه ى قهر خدا زيشان بجست
خونبهاى اشترى شهرى درست
روح صالح بر مثال اشترى است
نفس گمره مرد را چون پىبرى است
روح همچون صالح و تن ناقه است
روح اندر وصل و تن در فاقه است
روح صالح قابل آفات نيست
زخم بر ناقه بود بر ذات نيست
روح صالح قابل آزار نيست
نور يزدان سغبه ى كفّار نيست
زان تعلَّق كرد با جسمش إله
تا كه گردد جمله عالم را پناه
كس نيابد بر دل ايشان ظفر
بر صدف آيد ضرر نى بر گهر
ناقه ى جسم ولى را بنده باش
تا شوى با روح صالح خواجه تاش
« أَصْحابُ الأَيْكَةِ » 176 مجمع : « ليكة » بدون همزه با نصب قرائت مردم حجاز و شام است و « الايكة » با همزه و جرّ قرائت ديگران است « 1 » و معنى اين كلمه بيشه ى پر از درخت بر هم پيچيده است . ابن عبّاس گفته است : اصحاب الايكه همان مردم مدين هستند . قتاده گفته است شعيب پيغمبر براى دو دسته مردم بود اهل مدين و صاحبان بيشه . و جهت اينكه براى ديگران « اخوهم » گفته شده است و براى شعيب گفته نشده است اين است كه شعيب از آنها نبوده است
هامش
( 1 ) مرحوم استاد ما ميرزا ابو الحسن شعرانى فرمودهاند : « چون در تمام مصاحف عهد اوّل » ليكه « نوشته شده است نه » الايكه « ابن كثير و نافع و ابن عامر موافق مكتوب قراءت كردند و ديگران موافق رسم الخطَّ نخواندند ، و در قراءت » ليكه « گوئى حروف اصلى آن لام و ياء و كاف است و در لغت بايد از » ليك « گرفت و الف و لام تعريف ندارد و غير منصرف است و بفتح هاء آخر خوانده مىشود ، و در قراءت دوّم حروف اصلى آن همزه و ياء و كاف است و در لغت از » ايك « بايد گرفت و هاء آن مكسور است زيرا الف و لام اثر منع صرف را از بين ببرد . ( مصحّح )