[ « وَالْجِبِلَّةَ الأَوَّلِينَ » أبو الفتوح : يعنى و خلقان اوّل را . و الجبلّ و الجبلّ :
الخلق . و الجبلَّة : الخلقة ] .
« عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ » 189 طبرى : مفسّرين گفتهاند : دچار گرما شدند بسراب و غير آن پناه بردند ، آسوده نشدند . در اين ميان ابرى نمودار شد همگى به اميد آسايش از گرما بسايه ى آن ابر جمع شدند كه زلزله در زمين پيدا شد يا آتش ، و يا عذاب از آن ابر بر آنها ريخت و نابود شدند ، اين است معنى عذاب يوم الظَّلَّة .
سخن ما : 1 - آيت 113 « إِنْ حِسابُهُمْ إِلَّا عَلى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ » شايد اشاره باشد به اين كه نوح بجواب آنها كه او را پست ميدانند براى اينكه پيروانش پست هستند چنين جواب داد كه اگر بتوانيد تشخيص دهيد ، پستى و بلندى بجاه و مال كه شما حساب ميكنيد حقيقت را نشان نميدهد بلكه خداوند است كه بايد اين حساب را در عالم معنى روشن كند تا معلوم شود كه پست است و كه بلند است از اين جهت در دنباله ى آن گفته است : من مؤمنين را دور نميكنم چون ايمان نشانه ى بلندى مرتبه و استعداد براى تكامل بسوى آدمگرى است .
2 - آيت 123 « كَذَّبَتْ عادٌ » البتّه اين ملَّت در نظر عرب سابقه داشته و آن را بسيار قديم ميدانستهاند و چيزهاى قديمى را بعاد نسبت ميدادهاند ، ولى بسيارى از علماى تاريخ اعراب قديمى را كه نسل آنها نيست مثل عاد و ثمود و طسم و جديس و غيره منكر شده و مجعول اعراب نزديك پيدايش اسلام دانستهاند ، جرجى زيدان در كتاب انساب - العرب گفته است و بموجب نوشته هاى مورخين و جغرافىنويسان يونان قديم مثل استرابون و بطليموس و ديگران ، اعراب قديم كه اكنون جز نامى از آنها نيست در دوران قديم بودهاند كه اهمّ آنها عاد است و ثمود و عاد را « عاد ارم » ناميدهاند و آدارميتى نوشتهاند و همين كه در تورات بنام هدورام ياد شده است ، و قلقشندى در كتاب معرفة انساب العرب گفته است : در قديم دو دسته بنام عاد بودهاند اوّل عاد اولى كه بين يمن و عمان جاى داشتهاند و اوّل پادشاه عرب بنام عاد بود است كه عمر دراز كرده است و هود پيغمبر از همين عاد است . دسته ديگر عاد اخرى ناميده
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 439
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٣٩