اشارت است بروز در چاه افكندن يوسف .
« إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ » 125 تأويلات كاشانى : يعنى بشما بدرستى تحويل مىدهم آنچه معانى يقين و حكم الهى از عالم حقّ و حقيقت فرا ميگيرم بآنجور كه هيچ آميختگى بخيالات و اوهام ندارد .
« وَما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ - تا آخر آيه » 127 كشف نوشته : هر كه در راه خدا روزى قدمى بردارد مبادا كه اگر طمع ثواب دارد به غير او دارد يا حاجت خود به غير او بردارد . بموسى وحى آمد كه يا موسى حاجت خود به من بردار و هر چه خواهى از من خواه « حتّى ملح عجينك و علف شاتك « 1 » » اين خود درجه ى مزدوران است كه عمل كنند و گوش بپاداش دارند ، باز عارفان را حال ديگر است و كار ديگر ، ايشان كه عمل كنند نه از بهر پاداش كنند و پاداش بر روى عمل تاش كنند پير طريقت گفت : شمار ، على كلّ حال با مزدوران است با عارف چه شمار است ؟ عارف خود مهمان مزد مزدور و نزل مهمان در خور ميزوان است ، مايه ى مزدور حيرت ، و مايه ى عارف عيان است ، جان عارف در سر مهر او تاوان است .
مزدور را نور اميد در دل تاود ، و عارف را نور عيان در جان :
تسبيح رهى « 2 » وصف جمال تو بس است
وز هشت بهشتمان وصال توبس است
اندر دل هر كسى جدا مقصودىست
مقصود دل رهى خيال تو بس است
تأويلات : يعنى : خواستهاى مادّى و مدركات جزئى را از شما نخواهم كه از آن بىنيازم ، و مزدم از خدا است كه معانى و حكمتهاى عالى كلَّى و اشراق انوار مقدّس هميشه لذيذ را به من القا ميفرمايد .
« أتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ » 128 طبرى : ريع بگفته ى ابن عبّاس و مجاهد و قتاده و ضحّاك زمين بلندى است كه مسلَّط بر اطراف خود هست و مشرف بر آنها ، و راه و درّه است « آيه » بمعنى ساختمانى است كه نشانه و علامت باشد و بگفتهء مجاهد
هامش
( 1 ) يعنى آنچه خواهى از من خواه حتّى نمك براى خميرت و علف براى گوسفندت .
( 2 ) رهى تخلَّص شاعر است .