صد هزاران كيميا حقّ آفريد
كيميائى همچو صبر آدم نديد
« وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ » 121 مجمع : اين جمله كه تكرار شده است براى آن كه در سرگذشت هر يك از اين پيغمبران نامبرده بجورى مجازات مخالفين شده است غير آن ديگرى و هريك جداگانه آيت نمودارى است بر قدرت ، از اين جهت در دنباله ى هر يك معرّفى شده است كه اينهم آيتى ديگر است .
« وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » مجمع : يعنى عزيز است كه از مخالفين نوح انتقام گرفته است و غرقشان كرده است ، رحيم است كه موافقين او را بكشتى نجات داده است .
« كَذَّبَتْ عادٌ الْمُرْسَلِينَ » أبو الفتوح : از حسن بصرى پرسيدند كه در اين آيات كلمه ى « مرسلين » به صورت جمع براى نوح و هود و صالح هر يك جداگانه گفته شده است با اينكه ملَّتهاى آنها يك نفر پيغمبر خود را دروغزن گفتهاند ؟ او بجواب گفته است : چون هر پيغمبرى گفته ى ديگران را دنبال كرده است كه توحيد و عدل و نبوّت و راهنمائى به راه درست بوده است و مخالفت با هر يك مخالفت با همه ى آنها است و با تلفّظ به صيغه ى جمع اين مطلب فهمانده شده است .
كشف : عاد و ثمود برادر بودند از فرزندان ارم بن سام بن نوح و سام پنج پسر داشته است كه ارم از همه بزرگتر بوده است ، و ارم هفت پسر داشته است بنام « عاد و ثمود و صحار و طسم و جديس و جاسم و و بار » . عاد بيمن بوده ، ثمود بحجاز و شام ، طسم بعمّان و بحرين مسكن داشته ، جديس به زمين يمامه بوده است ، صحار ميان طايف و كوههاى قبيله ى طى بوده است ، سكناى جاسم ميان حرم تا سفوان بوده است ، مسكن و بار زمينى به همين نام بوده است كه زبان اينها عربى بوده است و همگى آنها نابود شدهاند و نسلى از آنها نمانده است .
« إِذْ قالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ ألا تَتَّقُونَ » 124 كشف : نوشته « الا تتّقون » فرمان است بتقوى و تقوى اصل همه ى هنرها است و مايه ى همه ى طاعتها ، و عورت - پوش قيامت را جز لباس تقوى لباسى نيست « وَلِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَيْرٌ » لباسها