آفريد
185 آنها گفتند تو را جادو كرده اند
186 و تو مانند ما آدمى هستى و تفاوت ندارى پس اينكه ميگوئى دروغ است
187 و گر نه چيزى از آسمان بر سرمان فرود آر اگر از راستگويانى
188 او گفت : [ مرا با شما كارى نيست كه ] خداى من بهتر ميداند شما چه ميكنيد [ و او با شما چه بايد بكند ]
189 باز هم سخنش را دروغ شمردند و گرفتارشان كرديم به گرفتارى يوم الظَّلَّة و آن بسر وقتشان رسيد كه چه سخت روزى و بزرگ گرفتارى بود
190 اين هم خود نشانه اى است [ بر قدرت ما و بيچارگى آنها باز هم ] بيشترشان مؤمن نشدند
191 ولى خداى تو مهربان است و نابود نكند با اينكه برتر است و كس جلوگير او نباشد .
سخن مفسّرين : « أنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الأَرْذَلُونَ » 111 مجمع : يعقوب « اتباعك » به صورت جمع خوانده است يعنى پيروان تو ، ديگران به صورت فعل خواندهاند يعنى تو را پيروى كرده است .
مجمع : قتاده گفته است يعنى چگونه سخنت بپذيريم كه پيروان تو مردم پست و سفلهاند ، عطا گفته است : يعنى پيروان تو مردم فقير و پست هستند كه مال و جاه ندارند . ضحّاك گفته است : يعنى پيروان تو جولاه و كفشگرند .
« وَما عِلْمِي بِما كانُوا يَعْمَلُونَ إِنْ حِسابُهُمْ - » تا آخر « 113 نيشابورى : يعنى از كار تن و پاره هاى آن آگاه نيستم چون آنها كارگران جهان مادّه و ديدنى - هستند و من مأمور جهان نهان و معنى هستم و كارهاى نيازمندى تن آنچه ناچارى است خود ميامرزد و آنچه شهوت و سركشى است او بازخواست مىكند اگر شما شاعر و با شعور باشيد و بتوانيد تفاوت اين دو را دريابيد .
« إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً » 121 حسينى نوشته : يعنى بدرستى كه در صبر او بر ايذاى قوم هر آينه دلالتى است بر آنكه صبر موجب ظفر است .
در مثنوى است :
چون نپرسى زودتر كشفت شود
مرغ صبر از جمله پرّانتر شود
ور بپرسى ديرتر حاصل شود
سهل از بىصبريت مشكل شود