تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
چى است ؟ گفت : بيمارى گناه را دوا چه باشد ؟ گفت : بشنو هليله ى صبر را بگير با بليله ى تواضع و در هاون ندم و پشيمانى افكن و بدسته ى قهر هواى نفس خرد بكوب و از آنجا در پاتيلچه ى صحّت عزم افكن ، و آب حيا و شرم بر او ريز ، و به - آتش محبّت بجوشان و بملعقه ى عصمت بگردان تا حباب حكمت برآرد ، آنگه به راووق صفا بپالا « 1 » و بمروحه ى استرواح باد كن آن را ، و در وقت سحر شربتى از آن نوش كن و ديگر گرد گناه مگرد تا راحت يا بى . روح البيان : سلمى رحمه اللَّه فرمود : كه مرض برؤيت اغيار است ، و شفا بمشاهده ى انوار واحد قهّار ، و در بحر آورده كه بيمارى بتعلَّقات كونين است و شفا بقطع تعلَّق و آن وابسته ى بجذبهء عنايت است كه چون در رسد سالك را از همه منقطع ساخته بيكى پيوند دهد يعنى بشربت تجريد از مرض تعلَّقش باز رهاند .
چه گويمت كه چه خوش آمدى مسيح صفت به يك نفس همه درد مرا دوا كردى
« وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ » 81 كشف نوشته : هر كه نه به او باقى است بحقيقت فانى است ، هر كه نه به او زنده او مرده ى جاودانى است .
غم كى خورد آنكه شادمانيش توئى يا كى مرد آنكه زندگانيش توئى
در نسيه ى آن جهان كجا دل بندد آنكس كه بنقد اين جهانيش توئى
حسينى نوشته : در حقايق سلمى آورده كه بميراند مرا از نفس خود و زنده گرداند به خود ، و نزد بعضى از محقّقان اماته و احياء بخوف و رجا است يا بغفلت و ذكر يا باستتار و تجلَّى ، و صاحب بحر فرموده كه بميراند مرا از اوصاف بشريّت ، و زنده سازد باخلاق روحانيّت ، و باز بميراند از سمات روحانيّت و زنده گرداند بصفات ربانيّت و حقيقت آن است كه بميراند مرا از « انّيّت » من و زنده سازد بهويّت
هامش
( 1 ) راووق آبكش يا غربال نرم است و پاليدن يعنى غربال كردن و نرمه را از زبره جدا نمودن و بقرينه وقت سحر لفظ استرواح بايد تصحيف « استغفار » باشد يا مراد از آن استغفار سحرگاهى است . ( مصحّح )
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 421 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )