تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
است ، نه هيچ چيز قبول كند و نه به هيچ خلعت قانع شود ، دل سليم در مقام لطف دارند ، ولى منيب در قيد دل ، منيب دردزدگان ولايت طريقتند ، ايشانند كه بقعر بحر فقر رسيده‌اند و هيچ خبر باز نداده‌اند اگر بهر چه در كونين خلعت است ، اين دل بيارايند هر لحظه كه بر آيد برهنه تر بود ، و اگر كلّ كونين مائده اى سازند ، و پيش دل منيب نهند او را از آن نزل « 1 » چاشتى نيابد ، در امتلاء آن لقمه طالب فقر و فاقت گردد كه « أجوع يوما و أشبع يوما » نوشش باد ، بو يزيد بسطامى كه هر دو كون لقمه اى ساختند و بر حوصله ى دل پر درد وى نهادند ، هنوز روى سيرى نمىديد ، فرياد ميداشت كه « هَلْ مِنْ مَزِيدٍ » . قال ابو يزيد : قطعت المفاوز حتّى بلغت البوادي و قطعت البوادي حتّى وصلت الى الملكوت و قطعت الملكوت حتّى بلغت الى الملك فقلت الجائزة قال : قد وهبت لك جميع ما رأيت . قلت : انّك تعلم انّي لم أر شيئا من ذلك قال : فما تريد ، قلت : اريد ان لا اريد ، قال : قد اعطيناك ، بو يزيد گفت : بيابانها بريدم تا بكويرهاى بىآب و علف رسيدم آنها را هم طى كردم تا بملكوت حقّ رسيدم ، از آن هم گذشتم و بعالم ملك رسيدم و جايزه خواستم جواب شنيدم : هر چه ديدى به تو داديم ، گفتم : نه ديدم تا بگيرم ، باز شنيدم كه گفتند : پس چه خواهى ؟ گفتم : آن خواهم كه هيچ نخواهم ، گفتند : داديم . تأويلات كاشانى : درستى و سلامتى دل به دو چيز است : اوّل - در فطرت و نهاد آن استعداد كم نباشد و آماده باشد تا نورپذير شود ، دوّم - از پرده و جلوگير خواسته هاى نفسانى بدور باشد و در زندگى خود را از هر پليدى پاك دارد . نيشابورى : معنى دو آيه اين است : آن روز كه مال و فرزند براى هيچ كس سودمند نيست مگر آنكه با دل درست بيايد كه گرفتار مال و فرزند نباشد و مال خود را به راه خير به كار برده و در تربيت فرزند كوتاهى نكرده باشد ، و يا دلش از گرفتارى مال و فرزند سالم باشد كه گناهكار و كافر نباشد براى جمع مال و دوستى فرزند . أبو الفتوح : پاره اى گفته‌اند مراد بسليم ، لديغ ( مار گزيده ) باشد و مار گزيده
هامش
( 1 ) اسباب پذيرائى ميهمان را « نزل » گويند بضم نون و زاى . ( مصحّح )