تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
من سگى كشتم تو مرسل زادگان صد هزاران طفل بيجرم و زيان
كشته اى ذريّت يعقوب را بر اميد قتل من مطلوب را
كورى تو حقّ مرا خود برگزيد سرنگون شد آنچه نفست ميپزيد
« قال فَأْتِ بِها إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ - تا آيه 56 » نظير اين آيات با اندكى تفاوت لفظ در سورهء اعراف گذشت بمجلَّد 4 ص 208 مراجعه نمائيد . « هَلْ أَنْتُمْ مُجْتَمِعُونَ لَعَلَّنا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ » 40 طبرى : كلمه ى « لعلّ » در - اين جمله « تا اينكه » معنى مىشود ، يعنى شما مردم فراهم شويد تا كار جادوها ببينيم و بصيرت و ايمان ما به آنها بيشتر شود و در دين خود ثابتتر و پابرجا شويم . نيشابورى : آنها كه اين جمله را گفته‌اند نه مقصودشان پيروى دين جادوها بوده است ، بلكه چون در برابر موسى بوده‌اند اين جمله گفته شده است براى كنايه از اينكه اگر جادوها چيره شدند پيرو موسى نخواهيم شد و او بيچاره مىشود و ما همان هستيم كه بوديم و جادوها را محترم ميشماريم . « إِنَّ هذا لَساحِرٌ عَلِيمٌ » 34 مثنوى در دفتر چهارم بحث اينكه عمارت در ويرانى است و جمعيّت در پريشانى :
گفت الحقّ سخت استا جادوئى كه در افكندى بمكر اين جادوئى
خلق يكدل را تو كردى دو گروه جادوئى رخنه كند در سنگ و كوه
گفت هستم غرق پيغام خدا جادوئى كه ديد با نام خدا ؟
غفلت و كفر است مايه ى جادوئى مشعله ى دين است جان موسوى
من بجادويان چه مانم اى وقيح كز دمم پر رشك ميگردد مسيح
من بجادويان چه مانم اى خبيث كز خدا نازل شود بر من حديث
چون تو با پرّ هوا بر ميپرى لا جرم بر من گمان بد مىبرى
هر كه را افعال دام و دد بود بر كريمانش گمان بد بود
چون تو جزء عالمى ، پس اى مهين كلّ آن را ، همچو خودبينى يقين
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 413 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )