كه كليم از خود بحقّ نگريست و اين مقام مريد است و حبيب از حقّ به خود نظر كرد و اين رتبه ى مراد است ، مريد را هر چه گويند آن كند و مراد هر چه گويد چنان كنند :
آن يكى را روى او در روى دوست
وان دگر را روى او خود ، روى اوست .
« أَزْلَفْنا ثَمَّ الآخَرِينَ » 64 فخر : در اين جمله چند معنى است : 1 - جاى آب شكافته مردم فرعون را ببنى اسرائيل نزديك كردم ، 2 - آنجا فرعونيان را بهم نزديك كرديم كه همه غرق شوند و كسى جان بدر نبرد ، 3 - آنها را آنجا به دريا نزديكشان كرديم . و بعضى گفتهاند يعنى حبس كرديم فرعونيان را كه نتوانند از موسى دنبال كنند بواسطه ى ابرى تيره كه سرگردان مانده بودند و « ازلقنا » با قاف نيز خواندهاند يعنى عزّت و شخصيّت آنها را برديم و ممكن است اينجور معنى شود كه فرعونيان را از غير راهى برديم كه براى موسى خشك بود و در آنجا آنها را لغزانديم و نابود كرديم .
سخن ما در اين آيات : 1 - حروف اوّل سوره در مقدّمه ى اين كتاب بحث شده است ولى اينجا بمناسبت آيت بعد كه روى سخن با پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم شده است و گفته شده است : « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ » تو خود را رنجور ميدارى براى اينكه مردم مؤمن نميشوند و چون اين آيات در مكّه نازل شده است براى كافران عرب نشانه است كه آغاز اين سخن به اين حروف براى توجّه خاطرها است كه گوش بگفته پيغمبر فرادارند تا بفهمند سرسختى و نافرمانى آنها بيش از آن است كه پيغمبر ناراحت است و هيچ وسيله براى راهنمائى آنها نيست چون استعداد اصلى خود را از دست دادهاند و در دنباله ى معرّفى خوى آنها داستان موسى و فرعون يادآورى شده است كه آنها نيز مردمى كج انديش بودند و تسليم بگفته هاى موسى نشدند تا غرق شدند براى شما همان سرنوشت است كه جنگ بدر و حوادث دنباله ى آن باشد .
2 - آيت 3 و 4 « إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ » - تا - « مُعْرِضِينَ » معرّفى اعراب مكّه است كه اگر هر پندى و هر نشانه اى بر درستى گفتار پيغمبر ( ص ) بيايد آنها خوى و